stroller

base info - اطلاعات اولیه

stroller - کالسکه

noun - اسم

/ˈstrəʊlər/

UK :

/ˈstrəʊlə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stroller] در گوگل
description - توضیح
  • a small chair on wheels, in which a small child sits and is pushed along


    یک صندلی کوچک روی چرخ، که کودک کوچکی در آن نشسته و به امتداد هل داده می شود

  • someone who is strolling


    کسی که در حال قدم زدن است

  • a small folding chair on wheels that a baby or small child sits in and is pushed around in


    یک صندلی تاشو کوچک روی چرخ که نوزاد یا کودک کوچک روی آن می‌نشیند و به اطراف هل داده می‌شود

  • someone who strolls


    کسی که قدم می زند

  • a small chair having wheels, suitable for a small child to sit in and be pushed around


    یک صندلی کوچک دارای چرخ، مناسب برای نشستن و هل دادن کودک کوچک به اطراف

  • She was pushing a stroller that held her eighteen-month-old son Corey, still wearing his pajamas.


    او کالسکه ای را هل می داد که پسر هجده ماهه اش، کوری، هنوز لباس خوابش را پوشیده بود.

  • A huge choice and plenty of Information Centres for casual strollers or energetic backpackers.


    انتخابی بزرگ و مراکز اطلاعاتی فراوان برای کالسکه های معمولی یا کوله گردهای پرانرژی.

  • They come to us in strollers and with baby bottles.


    آنها با کالسکه و با شیشه شیر به سراغ ما می آیند.

  • No strollers are allowed on the trails.


    هیچ کالسکه ای در مسیرها مجاز نیست.

  • I could see no tourists or other strollers so quickly cast out a handful of breadcrumbs.


    نمی توانستم ببینم هیچ گردشگر یا کالسکه دیگری به این سرعت یک مشت پودر سوخاری بیرون نمی ریخت.

  • They walked on towards and then past Miss Lavant, and past the other strollers on the promenade.


    آن‌ها راه افتادند، به سمت و سپس از کنار خانم لاوانت گذشتند، و از کنار سایر کالسکه‌های تفرجگاه گذشتند.

  • I stopped walking and stared wide-eyed as the rest of the senescent strollers proceeded out of this dimension.


    راه رفتن را متوقف کردم و در حالی که بقیه کالسکه های پیر از این بعد خارج شدند، با چشمان درشت خیره شدم.

  • Back on the street Lee-Cruz sullenly pushed the stroller toward the bus stop.


    در خیابان برگشت، لی کروز با عبوس کالسکه را به سمت ایستگاه اتوبوس هل داد.

example - مثال
  • The street was crowded with evening strollers.


    خیابان مملو از کالسکه های عصرانه بود.

synonyms - مترادف
  • buggy


    حشره دار

  • perambulator


    پرامبولاتور

  • pram


    کالسکه بچه

  • pushchair


    صندلی چرخدار

  • baby buggy


    بچه کالسکه

  • baby carriage


    کالسکه کودک

  • carriage


    کالسکه

  • pushcart


    چرخ دستی

antonyms - متضاد
  • inhabitant


    مقیم


لغت پیشنهادی

bombshell

لغت پیشنهادی

expel

لغت پیشنهادی

empowers