undefined

base info - اطلاعات اولیه

undefined - تعریف نشده

adjective - صفت

/ˌʌndɪˈfaɪnd/

UK :

/ˌʌndɪˈfaɪnd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [undefined] در گوگل
description - توضیح
  • not clearly described, stated, or known


    به وضوح توصیف، بیان یا شناخته نشده است

  • not having been given a definition (= a statement explaining the meaning of something)


    تعریف نشدن (= عبارتی که معنای چیزی را توضیح می دهد)

example - مثال
  • The money was lent for an undefined period of time.


    این پول برای مدت زمان نامشخصی قرض داده شد.

  • The business is attempting to gauge how large a share of a new and largely undefined market it can seize.


    این تجارت در تلاش است تا میزان سهم بزرگی از یک بازار جدید و عمدتاً نامشخص را که می تواند تصاحب کند، بسنجد.

  • Certain words in the dictionary remain undefined, with only their form shown.


    برخی از کلمات در فرهنگ لغت تعریف نشده باقی می مانند و فقط شکل آنها نشان داده شده است.

synonyms - مترادف
  • indefinite


    نامعین

  • indistinct


    نامشخص

  • obscure


    مبهم

  • vague


    کم نور

  • dim


    مه آلود

  • hazy


    غیر قابل تشخیص

  • indistinguishable


    سایه دار

  • misty


    تار شده

  • shadowy


    سحابی

  • blurred


    تار

  • nebulous


    بی شکل

  • blurry


    تاریک

  • formless


    از هوش رفتن

  • bleary


    درهم

  • blear


    گازدار

  • faint


    کدر

  • foggy


    مات

  • fuzzy


    رنگ پریده

  • gauzy


    غیر واضح

  • murky


    گل آلود

  • opaque


    به سختی قابل درک است


  • خارج از توجه

  • unclear


    بد تعریف شده

  • undetermined


    نا معلوم

  • ambiguous


  • muddy


  • barely perceptible



  • indeterminate


  • ill-defined


  • uncertain


antonyms - متضاد

  • روشن

  • definite


    قطعی

  • pellucid


    سلیس


  • متمایز

  • bounded


    محدود

  • defined


    تعریف شده است

  • finite


    محدود، فانی


  • مطمئن


  • خاص


  • مسلم - قطعی


  • دقیق

  • precise


    تعیین کنند


  • درست شد

  • determinate


    مشخص شده


  • سبک

  • fixed


    شناخته شده

  • specified


    بدون ابر


  • شفاف

  • known


    مقرر شده است

  • cloudless


    آفتابی

  • unclouded


    به خوبی تعریف شده است

  • limpid


    تیز

  • conclusive


    قابل اندازه گیری

  • stipulated


    مشخص

  • sunny


    صریح

  • well-defined



  • lucid


  • measurable


  • determined


  • explicit


لغت پیشنهادی

trickle

لغت پیشنهادی

auroral

لغت پیشنهادی

underneath