unofficially

base info - اطلاعات اولیه

unofficially - غیر رسمی

adverb - قید

/ˌʌnəˈfɪʃəli/

UK :

/ˌʌnəˈfɪʃəli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unofficially] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Costs were unofficially estimated at about $6 000.


    هزینه ها به طور غیر رسمی حدود 6000 دلار تخمین زده شد.

  • He had already been doing the job unofficially, and now he would be paid for it.


    او قبلاً این کار را غیررسمی انجام می داد و حالا به ازای آن پول می گرفت.

  • US officials have visited the country unofficially in the past.


    مقامات آمریکایی در گذشته به طور غیر رسمی از این کشور دیدن کرده اند.

  • They said she had unofficially agreed to the idea.


    آنها گفتند که او به طور غیر رسمی با این ایده موافقت کرده است.

  • Unofficially, police estimated there to be 200,000 demonstrators.


    به طور غیررسمی، پلیس تعداد تظاهرکنندگان را 200000 تخمین زده است.

synonyms - مترادف
  • sub rosa


    ساب روزا

  • clandestinely


    به صورت مخفیانه

  • confidentially


    به صورت محرمانه

  • privately


    به صورت خصوصی

  • secretly


    مخفیانه

  • discreetly


    احتیاط

  • furtively


    در خفا


  • به طور مخفیانه

  • surreptitiously


    در اعتماد به نفس


  • به طور خصوصی


  • پشت درهای بسته

  • behind closed doors


    بین خودمون


  • در دوربین


  • در پتو

  • in petto


    در سکوت


  • پنهانی

  • covertly


    به طور مبهم

  • obscurely


    خارج از ضبط


  • در حیله گری

  • on the sly


    زیر گل رز


  • پشت صحنه

  • behind the scenes


    زیر میز


  • بین من، تو و میله تخت

  • between you me and the bedpost


    بین من، تو و دروازه

  • between you me and the gatepost


    در q.t.

  • on the q.t.


    à huis clos

  • à huis clos


    شخصا


  • بی سر و صدا


  • ناشناخته

  • unknownly


    حیله گر

  • slyly


antonyms - متضاد
  • openly


    بی پرده


  • به صورت عمومی

  • officially


    رسما

لغت پیشنهادی

deduct

لغت پیشنهادی

destroying

لغت پیشنهادی

unreachable