unofficially
unofficially - غیر رسمی
adverb - قید
UK :
US :
هزینه ها به طور غیر رسمی حدود 6000 دلار تخمین زده شد.
او قبلاً این کار را غیررسمی انجام می داد و حالا به ازای آن پول می گرفت.
مقامات آمریکایی در گذشته به طور غیر رسمی از این کشور دیدن کرده اند.
آنها گفتند که او به طور غیر رسمی با این ایده موافقت کرده است.
به طور غیررسمی، پلیس تعداد تظاهرکنندگان را 200000 تخمین زده است.
sub rosa
ساب روزا
clandestinely
به صورت مخفیانه
confidentially
به صورت محرمانه
privately
به صورت خصوصی
secretly
مخفیانه
discreetly
احتیاط
furtively
در خفا
به طور مخفیانه
surreptitiously
در اعتماد به نفس
به طور خصوصی
پشت درهای بسته
behind closed doors
بین خودمون
در دوربین
در پتو
in petto
در سکوت
پنهانی
covertly
به طور مبهم
obscurely
خارج از ضبط
در حیله گری
زیر گل رز
پشت صحنه
زیر میز
بین من، تو و میله تخت
بین من، تو و دروازه
در q.t.
à huis clos
à huis clos
شخصا
بی سر و صدا
ناشناخته
unknownly
حیله گر
slyly
openly
بی پرده
به صورت عمومی
officially
رسما
