bodge
bodge - بدنه کردن
verb - فعل
UK :
US :
یک اشتباه، یا چیزی که آنطور که باید خوب نیست
→ botch
→ خرابی
اگرچه این پروژه به عنوان یک پروژه ساختمانی گمانه زنی در نظر گرفته شد، اما یک بوج نبود.
خوب این باید یک ابهام دیگر باشد. او نمیتوانست یک سازنده بخرد.
botch
خرابی
bungle
دسته
spoil
از بین بردن
ruin
خراب کردن
butcher
قصاب
خسارت
یه کار بد انجام بده
هش درست کن
muff
خفه کردن
fluff
کرک
fumble
دست و پا زدن
به هم ریختن
screw up
خرد کردن
foul up
گند زدن
mangle
یک هش از
muck up
فلاب
سوء مدیریت
فوت کردن، دمیدن
flub
جرقه زدن
mishandle
متلاطم
mismanage
مارس
مسخره کردن
bobble
از
bumble
درهم ریختن
mar
گول زدن
goof up
اشتباه بزرگ
دوبله
boggle
foozle
blunder
dub
انجام دهد
رسیدن
زنگ تفريح
ساختن
درست
ايجاد كردن
رشد
کمک
repair
تعمیر
موفق شدن
خوب انجام بده
ثابت
honourUK
HonourUK
honorUS
افتخار ایالات متحده
سود
توجه
مدیریت کنید
اثر
موفقیت در
fulfilUK
برآورده کردن
fulfillUS
برآورده کردن US
با موفقیت مدیریت کنید
حمل کردن