aide-de-camp

base info - اطلاعات اولیه

aide-de-camp - اردوگاه

noun - اسم

/ˌeɪd də ˈkæmp/

UK :

/ˌeɪd də ˈkɒ̃/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aide-de-camp] در گوگل
description - توضیح

  • یک افسر نظامی که کارش کمک به افسر درجه بالاتر است

  • a military or naval officer who helps an officer of higher rank


    افسر نظامی یا دریایی که به افسر درجه بالاتر کمک می کند

  • His ancestors included two presidents and an aide-de-camp to independence hero Simon Boli var.


    اجداد او شامل دو رئیس جمهور و یکی از دستیاران قهرمان استقلال، سیمون بولی وار.

  • Four aides-de-camp were appointed and apartments in the Tuileries were set aside for bedroom study and play room.


    چهار دستیار منصوب شدند و آپارتمان‌هایی در Tuileries برای اتاق خواب، مطالعه و اتاق بازی در نظر گرفته شد.

  • Beside him are his aides-de-camp and a Prussian General.


    در کنار او دستیاران او و یک ژنرال پروس قرار دارند.

  • Edy Kapend, a Kabila aide-de-camp, and Gen.


    ادی کاپند، یک دستیار کابیلا و ژنرال.

  • In 1920, embarrassingly soon after becoming naval aide-de-camp to George V, Sinclair was divorced.


    در سال 1920، به طرز شرم آور بلافاصله پس از اینکه دستیار نیروی دریایی جورج پنجم شد، سینکلر طلاق گرفت.

  • Instead he was confronted by Howard's aide-de-camp Lieutenant Boyle, who sharply refuted the suggestion.


    در عوض، او با ستوان بویل دستیار هوارد مواجه شد که به شدت این پیشنهاد را رد کرد.

  • Smith's aide-de-camp, Jack Cunningham, is another electoral reformer.


    دستیار اسمیت، جک کانینگهام، یکی دیگر از اصلاح طلبان انتخاباتی است.

  • His father was aide-de-camp to Prince Frederick, Duke of York.


    پدرش دستیار پرنس فردریک، دوک یورک بود.

example - مثال
  • He became Napoleon's aide-de-camp in 1804.


    او در سال 1804 دستیار ناپلئون شد.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • saboteur


    خرابکار

لغت پیشنهادی

greener

لغت پیشنهادی

vanquish

لغت پیشنهادی

warmly