allocution

base info - اطلاعات اولیه

allocution - تخصیص

N/A - N/A

ˌæl.əˈkjuː.ʃən

UK :

ˌæl.əˈkjuː.ʃən

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [allocution] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • He pleaded guilty and during his allocution, admitted other attacks.


    او به جرم خود اعتراف کرد و در حین انتصاب، به حملات دیگری اعتراف کرد.

  • The right of allocution is a statutory provision permitting crime victims to speak at the sentencing of convicted offenders.


    حق تخصیص یک ماده قانونی است که به قربانیان جرم اجازه می دهد در هنگام صدور حکم مجرمین محکوم شده صحبت کنند.

  • He pointed to Pope John Paul II’s allocution of 2004 that stated feeding tubes were part of normal care.


    او به تخصیص پاپ ژان پل دوم در سال 2004 اشاره کرد که بیان کرد لوله های تغذیه بخشی از مراقبت های عادی است.

  • the encyclicals, allocutions and apostolic letters of Pius IX


    بخشنامه ها، اشارات و نامه های رسولی پیوس نهم

synonyms - مترادف

  • نشانی

  • lecture


    سخنرانی


  • سخن، گفتار


  • صحبت

  • oration


    درس


  • پیش انتخابی

  • prelection


    گفتمان


  • پخش کردن

  • spiel


    disquisition

  • disquisition


    خطبه

  • sermon


    اعلامیه

  • declamation


    موعظه

  • homily


    بازگو کردن

  • recitation


    مونولوگ انگلستان

  • monologueUK


    نطق آتشین

  • harangue


    مونولوگ ایالات متحده

  • monologUS


    سوراخ شدن

  • peroration


    گام صدا


  • ارائه


  • نطق غرا

  • tirade


    صحبت با گچ

  • chalk talk


    انتقاد تند

  • diatribe


    بحث PEP

  • pep talk


    پایان نامه

  • dissertation


    نصیحت

  • exhortation


    پیش بینی

  • predication


    ارزشی

  • valedictory


    بیهوده گویی

  • rant


    جعبه صابون

  • soapbox


    صلوات آور

  • salutatory


antonyms - متضاد
  • listening


    استماع


  • سکوت

  • dumbness


    گنگ بودن

  • muteness


    لال بودن

  • speechlessness


    بی زبانی

  • inarticulateness


    بی بیانی

  • voicelessness


    بی صدا بودن

  • unresponsiveness


    عدم پاسخگویی

  • quietness


    لکونیسم

  • laconism


    ذخیره

  • reserve


    ساکت


  • کم حرفی

  • taciturnity


    عدم ارتباط

  • reticence


    بی کلامی

  • uncommunicativeness


  • wordlessness


لغت پیشنهادی

contradictions

لغت پیشنهادی

debuting

لغت پیشنهادی

demonstrably