amounting
amounting - مقدار
N/A - N/A
UK :
US :
به یک مقدار خاص تبدیل شود
عین چیزی بودن یا همان تأثیر چیزی بودن
جمع کردن، در مجموع بودن، مساوی بودن یا همان بودن
تبدیل شدن یا اضافه کردن به یک مقدار خاص
قبض سوخت سالانه آنها بالغ بر 6000 پوند بود.
His behaviour amounted to serious professional misconduct.
رفتار او به یک سوء رفتار حرفه ای جدی تبدیل شد.
او از طرف شرکتش عذرخواهی کرد.
هزینه های فدرال و ایالتی برای ساخت و راه اندازی زندان ها بالغ بر 25 میلیارد دلار بود.
این وبلاگ به منزله نقد رسانه های خبری ایالات متحده است.
پس انداز به ازای هر خانواده چندین هزار دلار خواهد بود.
او میگوید که نرخهای بالاتر عوارض به منزله مالیات اضافی برای رانندگان است.
مدیر از طرف شرکتش عذرخواهی کرد.
tallying
محاسبه کردن
summing
جمع بندی
totalling
مجموع
totaling
ارزیابی کردن
evaluating
تقریبی
approximating
برابری انگلستان
equallingUK
برابری ایالات متحده
equalingUS
نزدیک شدن
approaching
متناظر
corresponding
در حال گسترش
extending
در حال رشد
تطابق
matching
شماره گذاری
numbering
رسیدن
reaching
اضافه کردن به
تجمیع
aggregating
تبدیل شدن
becoming
موثر است
effecting
لمس کردن
touching
آمدن به
coming to
در حال توسعه به
چک کردن با
checking with
برابر کردن
equating
برابر با
equating to
آینده
coming
اضافه کردن
adding up
جمع بندی به
summing to
خلاصه کردن
summing up
شمارش تا
summing into
ناهمسان
dissimilar
غیر مشابه
incomparable
غیر قابل مقایسه
unequal
نابرابر
بر خلاف
changeable
تغییر پذیر
mismatched
ناهماهنگ
مقابل
varying
متفاوت است
differing
متناقض
discrepant
نامتناسب
disproportionate
مشابه
unalike
متمایز
بی رویه
irregular
گوناگون، متنوع
متضاد
conflicting
غیر یکسان
contrasting
قابل تمایز
nonidentical
دیفرانسیل
contrastive
درگیری
differentiable
ناسازگار
differential
متغیر
distinctive
متمایز کردن
clashing
بی همتا
unsimilar
قابل تشخیص
inconsistent
distinguishing
unmatched
discriminable
distinguishable