anecdotal
anecdotal - حکایتی
adjective - صفت
UK :
US :
consisting of short stories based on someone’s personal experience
متشکل از داستان های کوتاه بر اساس تجربه شخصی یک نفر
اطلاعات حکایتی مبتنی بر حقایق یا مطالعه دقیق نیست
بر اساس گزارش ها یا چیزهایی که کسی دیده است نه بر اساس حقایق اثبات شده
این کتاب روایتی حکایتی از سفر کنت به بورنئو است.
با این حال، فراتر از این، بسیاری از ادعاها تنها با برداشت های حکایتی و ذهنی پشتیبانی می شدند.
شواهد لزوماً حکایتی است، اما بسیار قانع کننده است.
شیوه تدریس طنزآمیز و حکایتی اما عالمانه او بی توجه نبود.
این گزارش با شواهد حکایتی از نمایشگاه های مشاغل پشتیبانی می شود.
There is no apparent conclusive scientific study but the anecdotal evidence is strong that the herb is useful.
هیچ مطالعه علمی قطعی ظاهری وجود ندارد، اما شواهد حکایتی قوی مبنی بر مفید بودن این گیاه وجود دارد.
تحقیق سیستماتیک می تواند دانش سنتی و حکایتی را گسترش و اصلاح کند.
علاوه بر این، راهاندازیهای حل مسئله دارای کیفیت جذاب و حکایتی هستند.
unscientific
غیر علمی
qualitative
کیفی
circumstantial
شرایطی
unempirical
غیر تجربی
unsystematic
غیر سیستماتیک
informal
دوستانه و غیر رسمی
nonquantitative
غیر کمی
descriptive
توصیفی
firsthand
دست اول
روایت
narratory
روایتی
subjective
ذهنی
based on hearsay
بر اساس شنیده ها
based on rumour
بر اساس شایعه
expressive
رسا
intuitive
شهودی
instinctive
غریزی
علمی
experimental
تجربی
هدف، واقعگرایانه
quantitative
کمی
