atrophied

base info - اطلاعات اولیه

atrophied - آتروفی شده

adjective - صفت

/ˈætrəfid/

UK :

/ˈætrəfid/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [atrophied] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • atrophied muscles


    عضلات آتروفی شده

  • atrophied religious values


    ارزش های دینی ناهنجار

  • After several months in a hospital bed my leg muscles had atrophied.


    بعد از چندین ماه بستری شدن در تخت بیمارستان، عضلات پایم تحلیل رفته بود.

  • In the 1980s, their political power gradually atrophied (= became weaker).


    در دهه 1980، قدرت سیاسی آنها به تدریج از بین رفت (= ضعیف تر شد).

synonyms - مترادف
  • undersized


    کم اندازه

  • dwarfish


    کوتوله ماهی


  • کم اهمیت

  • bantam


    سرسری

  • diminutive


    کاهنده


  • اندک

  • teensy-weensy


    نوجوان-کوچک

  • teeny-weeny


    نیم پینت

  • half-pint


    مقدار کمی


  • مینیاتوری

  • miniature


    به اندازه یک پینت

  • pint-sized


    اندازه جیبی

  • pocket-sized


    ضعیف

  • puny


    پیگمی

  • pygmy


    بداخلاق

  • runtish


    استخوان ریز

  • small-boned


    ناقص

  • stunted


    کوچک


  • توسعه نیافته

  • underdeveloped


    فشرده - جمع و جور

  • compact


    جن

  • elfin


    لیلیپوتی

  • Lilliputian


    مینی

  • mini


    چمباتمه زدن

  • minuscule


    کمبود وزن

  • squat


    عزیزم

  • underweight


    دیوونه


  • خوب

  • dinky


    اندازه سرگرم کننده



antonyms - متضاد
  • big


    بزرگ

  • oversized


    قابل توجه

  • biggish


    عظیم


  • غول


  • خوب


  • عالی

  • goodly


    خوش قیافه


  • هاسکی


  • کینگ سایز

  • handsome


    به اندازه پادشاه


  • بزرگتر

  • husky


    مقیاس بیش از حد

  • king-size


    بیش از حد

  • king-sized


    بزرگ کردن


  • قابل اندازه

  • largish


    مرتب

  • outsize


    ضربت زدن

  • outsized


    غول آسا

  • overscale


    بیش از حد رشد کرده است

  • overscaled


    اضافه وزن

  • oversize


  • sizable


  • sizeable



  • tidy


  • whacking


  • whopping


  • colossal



  • overgrown


  • overweight


لغت پیشنهادی

complainant

لغت پیشنهادی

fundamental

لغت پیشنهادی

terminate