authoritatively
authoritatively - مقتدرانه
adverb - قید
UK :
US :
به گونه ای که نشان می دهد اعتماد به نفس دارید، کنترل دارید و انتظار دارید مورد احترام و اطاعت قرار بگیرید
به گونه ای که کامل و دقیق باشد یا توسط متخصص انجام شود و در نتیجه قابل احترام باشد
او با اقتدار اظهار داشت که ادبیات کلاسیک برای فقرا بی ربط است.
او می تواند با اقتدار در مورد این مسائل صحبت کند.
او نظر خود را سریع و مقتدرانه بیان می کند.
این شگفت انگیز است که وقتی واضح و مقتدرانه اصرار می کنید، چه چیزی می توانید به دست آورید.
در این کتاب نویسنده به طور معتبر شواهدی را در مورد مشکلات پیش روی اقتصاد ارائه می دهد.
استانداردهای توصیه شده به طور معتبر توسط گروهی از متخصصان تدوین و بررسی شده است.
officially
رسما
formally
به طور رسمی
legally
به صورت قانونی
lawfully
به طور قانونی
legitimately
به طور مشروع
authentically
معتبر
ceremoniously
به صورت تشریفاتی
validly
به تصویب رسید
approvedly
قابل قبول
acceptedly
به درستی
راحت
kosherly
با صدای بلند
soundly
به صورت متعارف
legitly
به طور استاندارد
canonically
واقعا
standardly
الزام آور
genuinely
به طور منظم
bindingly
به طور سنتی
truely
به صورت ارتدوکسی
قابل تایید
traditionally
به صورت قراردادی
licitly
به طور معمول
orthodoxly
correctly
certifiably
rightly
contractually
veritably
rightfully
conventionally
casually
به طور اتفاقی
informally
غیر رسمی