bestrew
base info - اطلاعات اولیه
bestrew - bestrew
N/A - N/A
bɪˈstruː
UK :
bɪˈstruː
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
scatter
پراکنده کردن
strew
ریختن
sprinkle
پاشیدن
فلفل
sow
بکار
spray
افشانه
dot
نقطه
گسترش
توزیع کردن
آشغال
disperse
پوشش
litter
انتشار
پراکنده
besprinkle
دوش
disseminate
پرتاب کردن
intersperse
کلفت
diffuse
پرت كردن
گرد و خاک
spatter
پخش
پرت کردن
clutter
کثیف
باران ریز و نمناک
پودر
broadcast
قالب
fling
گل میخ
فلک
drizzle
stud
fleck
antonyms
-
متضاد
جمع آوری کنید
جمع آوری
نگه دارید
نگاه داشتن
accumulate
انباشتن
خوشه
assemble
تمرکز
جمع کردن
ingather
جمع شدن
congregate
ازدواج کن
گردآوری
garner
به نظر می رسد
پنهان شدن
ترتیب دادن
رسیدن
خوش آمدی
دريافت كردن
متحد کردن
unite
حفظ
صرفه جویی
پیوستن
ترکیب کردن