biochemist
biochemist - بیوشیمی
noun - اسم
UK :
US :
کسی که در بیوشیمی مطالعه یا کار می کند
دانشمندی که شیمی موجودات زنده را مطالعه می کند
همچنین، اگر او به دنبال استخدام یک بیوشیمیست بوده است، هیچ فضای آزمایشگاهی برای کار او وجود نداشت.
A biochemist colleague has kindly provided me with a bottle of hydrogen peroxide, and enough hydroquinone for 50 bombardier beetles.
یکی از همکاران بیوشیمیدان با مهربانی یک بطری پراکسید هیدروژن و هیدروکینون کافی برای 50 سوسک بمبافکن به من داد.
Research studentships are available for biochemical, chemical and electronic engineers and for biochemists, microbiologists and others with appropriates training.
تحصیلات پژوهشی برای مهندسین بیوشیمی، شیمی و الکترونیک و بیوشیمیدانان، میکروبیولوژیستها و سایرین با آموزش مناسب در دسترس است.
علاقه روانپزشکان برانگیخته شد و بیوشیمی دانان هم همینطور.
لوسید، یک بیوشیمی دان 53 ساله، قصد دارد به عنوان محقق مهمان 143 روز در کشتی میر بماند.
Some biochemists have built up quite elaborate blueprints for forms of life utterly different from our own.
برخی از بیوشیمی دانان طرح های کاملاً دقیقی برای اشکال زندگی کاملاً متفاوت از زندگی ما ساخته اند.
Stoichiometric procedures also help the biochemist to follow the metabolic processes that take place in organisms.
روش های استوکیومتری همچنین به بیوشیمیست کمک می کند تا فرآیندهای متابولیکی را که در موجودات اتفاق می افتد دنبال کند.
