booger

base info - اطلاعات اولیه

booger - مخاط خشک شده بینی

noun - اسم

/ˈbʊɡər/

UK :

/ˈbʊɡə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [booger] در گوگل
description - توضیح

  • یک تکه مخاط غلیظ از بینی شما

  • a piece of dried mucus from inside the nose


    یک تکه مخاط خشک شده از داخل بینی

  • Ben took my magazine home with him - the little booger!


    بن مجله من را با خود به خانه برد - بوگر کوچولو!

  • We got to install an Indwelling Curiosity Cutout in some nosy booger.


    ما باید یک بریدگی کنجکاوی ساکن را در یک بوگر فضول نصب کنیم.

  • Surreptitiously, I stuck boogers on the ends of my fingertips and then tossed them on to the third rail of the subway.


    به طور مخفیانه، بوگرها را به انتهای انگشتانم چسباندم و سپس آنها را روی ریل سوم مترو پرت کردم.

  • Small-time politics you can hide the boogers.


    سیاست در زمان کوچک، شما می توانید غارتگران را پنهان کنید.

  • It was enough to fry your brain to sizzle the boogers in your snout.


    کافی بود مغزت را سرخ کنی تا خرخرها را در پوزه ات بچشانی.

  • For years we thought those were boogers on his shirt.


    سال‌ها فکر می‌کردیم که آن‌ها روی پیراهن او هستند.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • bogey


    ابله


  • روح

  • phantom


    فانتوم


  • ظهور

  • apparition


    ترساندن

  • spook


    spectreUK

  • spectreUK


    wraith

  • wraith


    سایه


  • خیال

  • phantasm


    specterUS

  • specterUS


    چشم انداز


  • poltergeist


  • جن

  • poltergeist


    بازدید کننده

  • sprite


    خیال پردازی

  • visitant


    خالی از سکنه

  • fantasm


    متریال سازی انگلستان

  • haunt


    تحقق ایالات متحده

  • materialisationUK


    هت کردن

  • materializationUS


    ایدولون

  • hant


    دیو

  • eidolon


    بوگی

  • demon


    گوبلین

  • bogeyman


    ترول

  • hobgoblin


    جانور

  • goblin


    شیطان

  • troll


    بد

  • beast


  • devil


  • imp


  • phantasma


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

brainwashing

لغت پیشنهادی

indefensible

لغت پیشنهادی

devastate