booger
booger - مخاط خشک شده بینی
noun - اسم
UK :
US :
یک تکه مخاط غلیظ از بینی شما
یک تکه مخاط خشک شده از داخل بینی
بن مجله من را با خود به خانه برد - بوگر کوچولو!
ما باید یک بریدگی کنجکاوی ساکن را در یک بوگر فضول نصب کنیم.
Surreptitiously, I stuck boogers on the ends of my fingertips and then tossed them on to the third rail of the subway.
به طور مخفیانه، بوگرها را به انتهای انگشتانم چسباندم و سپس آنها را روی ریل سوم مترو پرت کردم.
سیاست در زمان کوچک، شما می توانید غارتگران را پنهان کنید.
کافی بود مغزت را سرخ کنی تا خرخرها را در پوزه ات بچشانی.
سالها فکر میکردیم که آنها روی پیراهن او هستند.
bogey
ابله
روح
phantom
فانتوم
ظهور
apparition
ترساندن
spook
spectreUK
spectreUK
wraith
wraith
سایه
خیال
phantasm
specterUS
specterUS
چشم انداز
poltergeist
جن
poltergeist
بازدید کننده
sprite
خیال پردازی
visitant
خالی از سکنه
fantasm
متریال سازی انگلستان
haunt
تحقق ایالات متحده
materialisationUK
هت کردن
materializationUS
ایدولون
hant
دیو
eidolon
بوگی
demon
گوبلین
bogeyman
ترول
hobgoblin
جانور
goblin
شیطان
troll
بد
beast
devil
imp
phantasma