botulism

base info - اطلاعات اولیه

botulism - بوتولیسم

noun - اسم

/ˈbɑːtʃəlɪzəm/

UK :

/ˈbɒtʃəlɪzəm/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [botulism] در گوگل
description - توضیح
  • serious food poisoning caused by bacteria in preserved meat and vegetables


    مسمومیت غذایی جدی ناشی از باکتری های موجود در گوشت و سبزیجات کنسرو شده

  • a serious type of food poisoning caused by bacteria in badly preserved food


    یک نوع جدی از مسمومیت غذایی ناشی از باکتری در مواد غذایی بد نگهداری شده است

  • The girl's landlady had made a packed lunch from pork which is at the centre of a botulism alert.


    صاحبخانه دختر یک ناهار بسته بندی شده از گوشت خوک درست کرده بود که در مرکز هشدار بوتولیسم است.

  • The vet diagnosed botulism so undoubtedly the goose was infected.


    دامپزشک بوتولیسم را تشخیص داد بنابراین بدون شک غاز آلوده بود.

  • Clostridium botulinum occurs in the soil and it is the cause of botulism.


    کلستریدیوم بوتولینوم در خاک ایجاد می شود و عامل بوتولیسم است.

  • Should the vichyssoise contain a touch of botulism, however there would be small need for alarm.


    با این حال، اگر ویشیسواز حاوی بوتولیسم باشد، نیاز کمی به هشدار وجود دارد.

  • It's believed warm weather has led to a build up of botulism bacteria in the canal.


    اعتقاد بر این است که هوای گرم منجر به تجمع باکتری های بوتولیسم در کانال شده است.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • food poisoning


    مسمومیت غذایی

  • salmonella


    سالمونلا

  • gastro


    معده

  • gastroenteritis


    گاستروانتریت

  • norovirus


    نورویروس

  • diarrhoeaUK


    اسهال انگلستان

  • diarrheaUS


    اسهال آمریکا

  • enterotoxins


    انتروتوکسین ها

  • enterovirus


    انترو ویروس

  • mycotoxins


    مایکوتوکسین ها

  • ptomaine


    پتومین

  • rotavirus


    روتاویروس

  • foodborne disease


    بیماری ناشی از غذا

  • foodborne illness


    آنفلوآنزای معده

  • stomach flu


    ناراحتی معده

  • upset stomach


    مایکوتوکسیکوز گوارشی

  • alimentary mycotoxicosis


    عفونت باکتریایی

  • bacterial infection


    انگل مواد غذایی

  • foodborne parasite


    اختلال گوارشی

  • gastrointestinal disorder


    مسمومیت با پتومین

  • ptomaine poisoning


    اسهال عفونی

  • infectious diarrhea


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

monitors

لغت پیشنهادی

extremely

لغت پیشنهادی

divest