ire
ire - خشم
noun - اسم
UK :
US :
عصبانیت
این نیز خشم همسایه ها را افزایش می دهد.
عصبانیت دکتر خوب آنقدر بود که اصرار داشت یارانه S4C باید متوقف شود.
اما او خشم گروه های مدافع را نیز برانگیخت.
اما ایده چنین گاراژی خشم پاکبازان پارک را برانگیخته است.
مونی علاوه بر مواجهه با خشم سواران ناامید، اخیراً مورد انتقاد مقامات ایمنی فدرال نیز قرار گرفته است.
In addition to facing the ire of frustrated riders, Muni has also come under fire recently from federal safety officials.
او خشم معلمان را برانگیخت.
برانگیختن/برانگیختن/برانگیختن خشم ساکنان محلی
برای جلب خشم ساکنان محلی
این طرح ها خشم حافظان محیط زیست را برانگیخت.
محدودیت های کوچک به راحتی خشم چنین هنرمند خلاقی را برانگیخت/برانگیخت.
این تیم هنگامی که به استادیوم جدیدی در خارج از شهر نقل مکان کرد، خشم سیاستمداران محلی را برانگیخت.
عصبانیت
fury
خشم
rage
مزاحمت
wrath
وبا
indignation
نارضایتی
annoyance
طحال
choler
توس
displeasure
متقابل
exasperation
furoreUK
outrage
furorUS
spleen
تحریک
angriness
شور و شوق
birse
سرزندگی
crossness
دیوانه
furoreUK
جنون
furorUS
حالت
irateness
شور
irritation
خلق و خوی
lividity
ناراحتی
lividness
انزجار
رنجش
madness
صفرا
temper
vexation
wrathfulness
chagrin
pique
resentment
bile
delight
لذت بسیار
لذت
calm
آرام
calmness
آرامش
cheer
تشویق کردن
راحتی
happiness
شادی
عشق
قناعت
glee
مهربانی
contentment
صلح
kindness
رضایت
لذت بردن
شیرینی
enjoyment
طنز خوب ایالات متحده
sweetness
خونسردی
good humorUS
طنز خوب انگلستان
composure
پسندیدن
good humourUK
ابراز همدردی
سهولت
gladness
دوست داشتن
sympathy
حسن نیت
تفریحی
liking
دوستی
اطاعت
amusement
درك كردن
friendliness
obedience
contentedness
equanimity
