ire

base info - اطلاعات اولیه

ire - خشم

noun - اسم

/ˈaɪər/

UK :

/ˈaɪə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ire] در گوگل
description - توضیح

  • عصبانیت


  • این نیز خشم همسایه ها را افزایش می دهد.

  • That too is raising the neighbours' ire.


    عصبانیت دکتر خوب آنقدر بود که اصرار داشت یارانه S4C باید متوقف شود.

  • Such was the good doctor's ire that he insisted that S4C's subsidy should be stopped.


    اما او خشم گروه های مدافع را نیز برانگیخت.

  • But she also attracted the ire of advocacy groups.


    اما ایده چنین گاراژی خشم پاکبازان پارک را برانگیخته است.

  • But the idea of such a garage has drawn the ire of park purists.


    مونی علاوه بر مواجهه با خشم سواران ناامید، اخیراً مورد انتقاد مقامات ایمنی فدرال نیز قرار گرفته است.

  • In addition to facing the ire of frustrated riders, Muni has also come under fire recently from federal safety officials.


    او خشم معلمان را برانگیخت.

  • She did not raise the ire of teachers.


example - مثال
  • to arouse/raise/provoke the ire of local residents


    برانگیختن/برانگیختن/برانگیختن خشم ساکنان محلی

  • to draw the ire of local residents


    برای جلب خشم ساکنان محلی

  • The plans provoked the ire of the conservationists.


    این طرح ها خشم حافظان محیط زیست را برانگیخت.

  • Petty restrictions easily raised/aroused the ire of such a creative artist.


    محدودیت های کوچک به راحتی خشم چنین هنرمند خلاقی را برانگیخت/برانگیخت.

  • The team drew the ire of local politicians when it moved to a new stadium outside the city.


    این تیم هنگامی که به استادیوم جدیدی در خارج از شهر نقل مکان کرد، خشم سیاستمداران محلی را برانگیخت.

synonyms - مترادف

  • عصبانیت

  • fury


    خشم

  • rage


    مزاحمت

  • wrath


    وبا

  • indignation


    نارضایتی

  • annoyance


    طحال

  • choler


    توس

  • displeasure


    متقابل

  • exasperation


    furoreUK

  • outrage


    furorUS

  • spleen


    تحریک

  • angriness


    شور و شوق

  • birse


    سرزندگی

  • crossness


    دیوانه

  • furoreUK


    جنون

  • furorUS


    حالت

  • irateness


    شور

  • irritation


    خلق و خوی

  • lividity


    ناراحتی

  • lividness


    انزجار

  • mad


    رنجش

  • madness


    صفرا



  • temper


  • vexation


  • wrathfulness


  • chagrin


  • pique


  • resentment


  • bile


antonyms - متضاد
  • delight


    لذت بسیار


  • لذت

  • calm


    آرام

  • calmness


    آرامش

  • cheer


    تشویق کردن


  • راحتی

  • happiness


    شادی

  • joy


    عشق


  • قناعت

  • glee


    مهربانی

  • contentment


    صلح

  • kindness


    رضایت


  • لذت بردن


  • شیرینی

  • enjoyment


    طنز خوب ایالات متحده

  • sweetness


    خونسردی

  • good humorUS


    طنز خوب انگلستان

  • composure


    پسندیدن

  • good humourUK


    ابراز همدردی


  • سهولت

  • gladness


    دوست داشتن

  • sympathy


    حسن نیت


  • تفریحی

  • liking


    دوستی


  • اطاعت

  • amusement


    درك كردن

  • friendliness


  • obedience


  • contentedness


  • equanimity



لغت پیشنهادی

chair

لغت پیشنهادی

ascot

لغت پیشنهادی

coordination