mutt

base info - اطلاعات اولیه

mutt - مات

noun - اسم

/mʌt/

UK :

/mʌt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutt] در گوگل
description - توضیح

  • سگی که به نژاد خاصی تعلق ندارد

  • a person who behaves in a silly or careless way


    فردی که رفتار احمقانه یا بی دقتی دارد

  • a dog especially one whose parents are of different breeds


    یک سگ، به خصوص سگی که والدینش از نژادهای مختلف هستند

  • a mongrel


    یک مخلوط

  • These drooling mutts get into all sorts of trouble during their free time on the streets.


    این مات‌های آب‌ریزش در طول اوقات فراغت خود در خیابان‌ها دچار انواع و اقسام مشکلات می‌شوند.

  • More exciting and exotic is a dash across the tundra bundled on a dogsled between a musher and his muscular mutts.


    هیجان‌انگیزتر و عجیب‌تر این است که در سراسر تاندرا روی سگی بین یک موشر و موش‌های عضلانی‌اش قرار بگیرید.

  • He was Josh, the stray mutt.


    او جاش بود، مات ولگرد.

  • Do you seriously believe the mutt tastes what it gulps down?


    آیا شما به طور جدی معتقدید که گوشت گوسفند مزه چیزی را که می بلعد می چشد؟

  • Anybody else would have put the mutt to sleep.


    هر کس دیگری گول را می خواباند.

  • It was the usual mutt, old Fairman's, starting it all off.


    این همان مات معمولی بود، فیرمن قدیمی، که همه چیز را شروع کرد.

example - مثال
  • Come on you mutts, play harder!


    بیا شما لات ها، سخت تر بازی کنید!

synonyms - مترادف
  • mongrel


    مخلوط کن

  • dog


    سگ

  • cur


    درمان

  • hound


    سگ شکاری

  • pooch


    پوچ

  • tyke


    تایک

  • bitzer


    بیتزر

  • crossbreed


    دورگه

  • pye-dog


    سگ پای

  • canine


    سگ سگ

  • doggy


    سگی

  • doggie


    توله سگ

  • pup


    تیکه

  • tike


    تعظیم

  • puppy


    بهترین دوست انسان

  • bowwow


    کوری

  • man's best friend


    کمک کردن

  • kuri


    منحرف شدن

  • whelp


    سگ زرد

  • stray


    سگ پریاه


  • کیسه کک

  • pariah dog


    سگ نر

  • flea bag


    مچ پا گزنده


  • ترمز

  • ankle-biter


    ترکیبی

  • brak


    صلیب

  • hybrid


    فیدو


  • دم تکان دادن

  • fido


    سگ خانگی

  • tail-wagger



antonyms - متضاد
  • pedigree


    شجره نامه

لغت پیشنهادی

mother

لغت پیشنهادی

bobbling

لغت پیشنهادی

eroding