puddle
puddle - گودال
noun - اسم
UK :
US :
a small pool of liquid, especially rainwater
یک حوض کوچک از مایع، به ویژه آب باران
استخر کوچکی از مایعات روی زمین، به ویژه از باران
حوضچه ای از مایع روی زمین یا کف که از پر کردن سوراخ های سطوح ناهموار تشکیل می شود
با یک گودال شروع کنید و به آرامی به سمت یک استخر کوچک و جریان کم عمق پیش بروید.
گاهی خون به گودالهای سیاه بزرگی میریخت که انبوهی از مگسها روی آنها معلق بودند.
با من می پری توی گودال ها؟
a mud puddle
یک گودال گلی
مشکل با چنین گودالهایی، رابرنک از شکمهای شدید و اسهال انفجاری رنج میبرد.
او در حوضچه های حیاط، سبک و ورزشکار دوید.
زمین یخ زده است، یخ نازک گودال های بین شیارهای میدان خاکستری خالی را می پوشاند.
He shook his head to drive away some bottleneck flies straying from the vile puddle in front of the horse-faced young man.
سرش را تکان داد تا چند مگس گلوگاهی را که از گودال پلید جلوی مرد جوان صورت اسب دور شده بودند، دور کند.
استخر
plash
پلش
spill
ریختن
splash
پاشیدن
billabong
بیلبونگ
صرف
stank
بوی تعفن
خوب
plashet
پلشت
pond
حوضچه
quagmire
باتلاق
slick
نرم
پچ مرطوب
loch
دریاچه
ترن
tarn
مرداب
lagoon
آسیاب
millpond
پچ
چاله گل
mud puddle
مخزن
reservoir
خفن
lough
bayou
bayou
شنا کردن
لوچان
lochan
حوضه
basin
چاله آب
گودال
waterhole
موانا
pothole
خورشت
moana
stew
