students

base info - اطلاعات اولیه

students - دانش آموزان

N/A - N/A

ˈstuː.dənt

UK :

ˈstjuː.dənt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [students] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a law/philosophy/medical student


    یک دانشجوی حقوق/فلسفه/پزشکی

  • a graduate/postgraduate student (= one who has completed a first degree)


    دانشجوی فارغ التحصیل/کارشناسی ارشد (= کسی که مدرک اول را به پایان رسانده است)

  • a full-time/part-time student


    دانشجوی تمام وقت/پاره وقت

  • a student teacher/nurse/doctor (= a person training to become a teacher nurse etc.)


    دانشجو معلم / پرستار / پزشک (= فردی که برای معلم شدن، پرستار شدن و غیره آموزش می بیند)

  • He was a student at the University of Chicago.


    او دانشجوی دانشگاه شیکاگو بود.

  • Teachers use a variety of materials to inspire their students.


    معلمان از مواد مختلفی برای الهام بخشیدن به دانش آموزان خود استفاده می کنند.

  • Students are not allowed to bring mobile phones in to the test.


    دانش آموزان مجاز به همراه داشتن تلفن همراه در آزمون نیستند.

  • The school has 24 students in kindergarten.


    این مدرسه 24 دانش آموز در مهدکودک دارد.

  • As a nurse you have to be a student of (= to know and learn about) human nature.


    به عنوان یک پرستار، شما باید دانش آموز (= شناخت و یادگیری درباره) طبیعت انسان باشید.

  • He is a student at the University of California.


    او دانشجوی دانشگاه کالیفرنیا است.


  • به عنوان یک پرستار، شما می توانید دانش آموز طبیعت انسانی باشید.

  • He was a student at Bristol University.


    او دانشجوی دانشگاه بریستول بود.

  • school/university/college students


    دانش آموزان مدرسه / دانشگاه / کالج


  • هر دانشجوی بازار آزاد موافق است که یک سیاست انرژی خطر خفه کردن توسعه منابع انرژی کارآمد را دارد.

synonyms - مترادف
  • scholars


    عالمان

  • undergraduates


    در مقطع کارشناسی

  • postgraduates


    فارغ التحصیلان

  • tutees


    سرپرستان

  • freshers


    تازه سازها

  • freshmen


    دانشجویان سال اول

  • freshwomen


    زنان سال اول

  • pupils


    دانش آموزان

  • sophomores


    سال دوم

  • coeds


    کدها

  • finalists


    فینالیست ها

  • froshes


    فوش ها

  • grads


    مقطع کارشناسی

  • graduates


    ثبت نام کنندگان

  • undergrads


    همکلاسی ها

  • registrants


    کارآموزان

  • classmates


    شاگردان

  • trainees


    بخش ها

  • disciples


    منتهی ها

  • wards


    مربیان

  • mentees


    پیروان

  • mentorees


    شارژ

  • apprentices


    افراد وابسته

  • followers



  • dependants


antonyms - متضاد
  • nonstudents


    غیر دانشجوها

  • professors


    اساتید

  • teachers


    معلمان

  • educationists


    آموزش و پرورش

  • pedagogsUS


    pedagogsUS

  • tutors


    معلمان مدرسه

  • schoolteachers


    مدیران مدرسه

  • schoolmasters


    معلمان انگلستان

  • pedagoguesUK


    خانم های مدرسه

  • schoolmistresses


    مربیان

  • educators


    مشاوران انگلستان

  • mentors


    سخنرانان

  • counsellorsUK


    مشاوران

  • lecturers


    اصلی

  • advisors


    مشاوران ایالات متحده

  • instructors



  • counselorsUS


لغت پیشنهادی

responds

لغت پیشنهادی

redraft

لغت پیشنهادی

cradle