unimpeachable

base info - اطلاعات اولیه

unimpeachable - غیر قابل استیضاح

adjective - صفت

/ˌʌnɪmˈpiːtʃəbl/

UK :

/ˌʌnɪmˈpiːtʃəbl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unimpeachable] در گوگل
description - توضیح

  • آنقدر خوب یا قطعی که انتقاد یا شک غیرممکن است

  • of such a high standard of honesty and moral goodness that it cannot be doubted or criticized


    از چنان سطح بالایی از صداقت و نیکی اخلاقی که قابل تردید و انتقاد نیست

  • But it gives Tom an unimpeachable alibi.


    اما این به تام حقایقی غیرقابل ایراد می دهد.

  • Avoid detached signatures, unless they are of extreme rarity and unimpeachable authenticity.


    از امضاهای جدا شده خودداری کنید، مگر اینکه از اعتبار بسیار کمیاب و غیرقابل اعتراض برخوردار باشند.

  • Collectively its dedication, despite all difficulties, constituted an unimpeachable example.


    در مجموع فداکاری آن، علیرغم همه مشکلات، نمونه ای غیرقابل استیضاح بود.

  • One person has wide and reliable knowledge of cars, as well as an unimpeachable moral character.


    یک فرد دانش گسترده و قابل اعتمادی در مورد اتومبیل و همچنین شخصیت اخلاقی غیرقابل انکار دارد.

  • Its author has an unimpeachable pedigree: stories in the New Yorker, degrees from Stanford and Harvard.


    نویسنده آن شجره نامه ای غیرقابل استیضاح دارد: داستان هایی در نیویورکر، مدارک تحصیلی از استنفورد و هاروارد.

  • unimpeachable statistical proof


    اثبات آماری غیرقابل استیضاح

  • She possessed unimpeachable status for she was the Firstborn.


    او دارای موقعیتی غیرقابل استیضاح بود، زیرا او اولین فرزند بود.

example - مثال
  • evidence from an unimpeachable source


    شواهدی از یک منبع غیرقابل استیضاح

  • A spokesman said the Bishop was a man of unimpeachable integrity and character.


    یک سخنگوی گفت که اسقف مردی با صداقت و شخصیت غیرقابل تعرض بود.

synonyms - مترادف
  • irreproachable


    غیر قابل ملامت

  • uncensurable


    غیر قابل انکار

  • unassailable


    یوروش ناپذیر

  • unchallengeable


    غیر قابل چالش

  • unexceptionable


    غیر قابل استثنا

  • unquestionable


    غیر قابل تردید

  • flawless


    بی عیب و نقص


  • کامل


  • فراتر از انتقاد

  • above reproach


    فوق سرزنش

  • beyond reproach


    فراتر از سرزنش

antonyms - متضاد
  • blameworthy


    قابل سرزنش

  • dubious


    مشکوک

  • faulty


    معیوب

  • imperfect


    ناقص

  • reprehensible


    سزاوار سرزنش

  • reproachable


    قابل ملامت

  • shameful


    شرم آور

  • unreliable


    غیر قابل اعتماد

  • blamable


    سرزنش کننده

  • blameful


    مجرم

  • culpable


    قابل استیضاح

  • impeachable


    قابل انتقاد

  • censurable


    گناهکار

  • disgraceful


    اشتباه


  • محکوم


  • خطا کردن

  • condemnable


    جنایی

  • sinful


    بی اعتبار

  • erring


    خطاکار


  • متخلف

  • blameable


    مورد ایراد

  • discreditable


    قابل توبیخ

  • errant


    بی گناه

  • disreputable


    غیر قابل دفاع

  • delinquent


    رسوایی

  • objectionable


    غیر قابل توجیه

  • reprovable


  • iniquitous


  • indefensible


  • scandalous


  • inexcusable


لغت پیشنهادی

respectfully

لغت پیشنهادی

fixate

لغت پیشنهادی

competitions