wade

base info - اطلاعات اولیه

wade - وید

verb - فعل

/weɪd/

UK :

/weɪd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wade] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • He waded into the water to push the boat out.


    او به داخل آب رفت تا قایق را به بیرون هل دهد.

  • Sometimes they had to wade waist-deep through mud.


    گاهی اوقات مجبور بودند تا اعماق کمر را در گل و لای رد کنند.

  • The men waded ashore.


    مردان به ساحل رفتند.

  • We waded across the stream.


    ما از آن طرف رودخانه عبور کردیم.

  • They waded the river at a shallow point.


    آنها رودخانه را در نقطه ای کم عمق حرکت کردند.

  • The river was full but we managed to wade across.


    رودخانه پر بود اما ما موفق شدیم از آنطرف عبور کنیم.

  • We waded a shallow river.


    رودخانه کم عمقی را طی کردیم.

  • They had to wade through a swamp.


    آنها باید از میان یک باتلاق عبور می کردند.

  • We rolled up our trousers and waded at the edge of the lake.


    شلوارهایمان را بالا زدیم و به لبه دریاچه رفتیم.

  • They come to the creek and waded in to drink.


    آنها به نهر می آیند و برای نوشیدن آب می روند.

synonyms - مترادف
  • paddle


    دست و پا زدن

  • dabble


    شیب

  • slop


    غوطه ور شدن

  • wallow


    تخريب

  • plod


    پاشیدن

  • splash


    خفه کردن

  • splosh


    رد کردن

  • squelch


    پاشیدن در مورد

  • trudge


    تنبلی

  • splash about


    حمام کردن

  • slosh


    غلت زدن

  • bathe


    دروغ

  • tumble


    غوطه

  • lie


    گودال

  • welter


    شستن

  • plunge


    رول

  • puddle


    دامان

  • swash


    پلش


  • پیچیدن

  • lap


    دست و پا کردن

  • plash


    لم دادن

  • writhe


    رول کردن

  • flounder


    غلت زدن در مورد


  • در مورد


  • دروغ در مورد

  • tumble about


    به اطراف بخند

  • loll about


    دور بزن


  • پاشیدن به اطراف

  • loll around


  • tumble around


  • splash around


antonyms - متضاد
  • breeze


    نسیم


  • ساحل

  • glide


    سر خوردن


  • اسلاید

  • waltz


    والس

  • whisk


    هم زدن

  • skip


    جست و خیز کردن


  • سفر

  • tiptoe


    نوک پا

لغت پیشنهادی

abolishing

لغت پیشنهادی

applejack

لغت پیشنهادی

razor