bankable

base info - اطلاعات اولیه

bankable - قابل بانک

adjective - صفت

/ˈbæŋkəbl/

UK :

/ˈbæŋkəbl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bankable] در گوگل
description - توضیح
  • likely to be profitable or make a lot of money


    احتمالاً سودآور است یا پول زیادی به دست می آورد

  • profitable and valuable


    سودآور و با ارزش


  • به احتمال زیاد پول درآوردن

  • acceptable to a bank


    قابل قبول برای بانک

  • Overseas, then is where burgers have become most bankable.


    بنابراین، در خارج از کشور، همبرگرها بیشترین اعتبار را دارند.

  • Linda, Christy, Claudia, Naomi and Cindy are the world's most bankable beauties.


    لیندا، کریستی، کلودیا، نائومی و سیندی جذاب ترین زیبایی های جهان هستند.

  • The Hollywood Reporter recently conducted a survey to find out who are the most bankable directors.


    هالیوود ریپورتر اخیراً نظرسنجی انجام داده است تا بفهمد چه کسانی بیشترین سرمایه گذاری را دارند.

  • Combining reliable bankable items with the more extreme looks to keep the press happy is no easy matter.


    ترکیب اقلام قابل اعتماد بانکی با ظاهر افراطی تر برای راضی نگه داشتن مطبوعات کار آسانی نیست.

  • To do that of course he has to have some bankable names to star in it.


    برای انجام این کار، البته، او باید نام های قابل بانکی داشته باشد تا در آن بازی کند.

  • On independent advice the syndicate of more than 200 banks appears to have decided Eurotunnel is no longer a bankable proposition.


    بر اساس توصیه مستقل، سندیکای بیش از 200 بانک به نظر می رسد تصمیم گرفته است که یوروتونل دیگر یک پیشنهاد قابل بانک نیست.

  • Swayze has become a bankable star.


    سویزی به یک ستاره قابل بانک تبدیل شده است.

example - مثال
  • The movie's success has made her one of the world's most bankable stars.


    موفقیت این فیلم، او را به یکی از ستارگان قابل سرمایه گذاری در جهان تبدیل کرده است.

  • She is currently Hollywood's most bankable actress (= her movies make large profits).


    او در حال حاضر پولدارترین هنرپیشه هالیوود است (= فیلم‌هایش سود زیادی دارند).

  • Production companies are concentrating their efforts on fewer more bankable, movies.


    شرکت‌های سازنده تلاش خود را بر روی فیلم‌های کمتر و قابل پرداخت‌تر متمرکز می‌کنند.

  • bankable checks


    چک های بانکی

  • His bankability as a pop star decreased as he got older.


    توانایی مالی او به عنوان یک ستاره پاپ با افزایش سن کاهش یافت.

synonyms - مترادف

  • موفقیت آمیز

  • lucrative


    سودآور

  • profitable


    پر رونق

  • thriving


    مثمر ثمر

  • fruitful


    شکوفا شدن

  • flourishing


    پاداش

  • rewarding


    قوی


  • سودمند

  • beneficial


    پررونق

  • boomy


    طلایی


  • سالم


  • سرسبز

  • lush


    سازنده

  • productive


    پاداشی

  • prospering


    با ارزش

  • remunerative


    خوشحالی

  • worthwhile


    شکوفه دادن

  • auspicious


    شناور

  • blooming


    جوانه زدن

  • booming


    کارآمد

  • buoyant


    قوی رفتن

  • burgeoning


    سودآوری


  • حلال

  • gainful


    بوفو

  • going strong


    راحت

  • profit-making


    باندبازان

  • solvent


    در حال رشد

  • boffo



  • gangbusters



antonyms - متضاد
  • unprofitable


    بی سود

  • unrewarding


    بی پاداش

  • unsuccessful


    ناموفق

  • failed


    نومید

  • hopeless


    بی ثمر

  • fruitless


    ورشکسته

  • insolvent


    بی فایده

  • inutile


    بیهوده

  • profitless


    بدون سود

  • unlucrative


    بی بهره

  • futile


    ورشکست شده

  • gainless


    در حال فروپاشی

  • unavailing


    رو به کاهش است

  • unbeneficial


    نابود

  • bankrupt


    در حال مرگ

  • bankrupted


    شکست خوردن

  • collapsing


    فلاپینگ

  • declining


    دست و پا زدن

  • destroyed


    پرتاب

  • dying


    تاشو

  • failing


    بی آینده

  • flopping


    ناخوشایند

  • floundering


    از بین رفتن

  • flunking


    خراب

  • folding


    لیز خوردن

  • futureless


    سقوط

  • inauspicious


  • languishing


  • ruined


  • slipping


  • slumping


لغت پیشنهادی

molly

لغت پیشنهادی

interface

لغت پیشنهادی

prepare