actress
actress - بازیگر
noun - اسم
UK :
US :
زنی که در یک نمایش یا فیلم بازی می کند
زنی که هنگام اجرای یک فیلم، نمایش یا برنامه تلویزیونی وانمود می کند که شخص دیگری است
دندریج اولین سیاهپوستی بود که نامزدی اسکار بهترین بازیگر زن را دریافت کرد.
گلدیس گفت که روزی قرار بود بازیگر معروفی شود.
جولیا رابرتز یکی از مشهورترین بازیگران زن هالیوود است.
در Elstree یک هنرپیشه کاملاً مشهور وارد شد، و کمی برای هیدر غر زد تا به لندن رسیدیم.
Rachel Gray might be an outstandingly good actress but many actor-managers preferred to have a lesser actress and less temperament.
ریچل گری ممکن است بازیگر فوق العاده خوبی باشد، اما بسیاری از بازیگران-مدیران ترجیح می دهند بازیگر کمتری داشته باشند و خلق و خوی کمتری داشته باشند.
Capucine, the French movie actress whose leading roles included one with Peter Sellers in 'The Pink Panther', died after falling from a window.
کاپوسین، بازیگر سینمای فرانسوی که نقش های اصلی او با پیتر سلرز در «پلنگ صورتی» بود، پس از سقوط از پنجره جان باخت.
این بازیگر برنده اسکار از بازیگری فاصله گرفته است.
بازیگر نقش اول یک نمایش موفق
در سال 1940 با جین وایمن بازیگر ازدواج کرد.
من بازیگر بسیار خوبی شدم و آنها تقریباً همیشه من را باور داشتند.
دخترم ترجیح می دهد به پزشک خانم مراجعه کند.
آنها برای بچه هایشان یک پرستار بچه دارند.
یک راننده مسابقه زن
همه باید احساس کنند که دوستش دارند.
آیا همه می دانند که چه می خواهند؟
یکی کتش را اینجا جا گذاشته است.
امیدوارم کسی فراموش نکرده باشد که پاسپورت خود را همراه داشته باشد.
وقتی مهمان می آید، آنها را چک می کنند و ما آنها را به اتاقشان نشان می دهیم.
همه می دانند که چه چیزی برای خودش بهتر است.
اگر شک دارید، از پزشک خود بپرسید. او می تواند اطلاعات بیشتری به شما بدهد.
نوزاد وقتی خسته است گریه می کند
نوزادان وقتی خسته هستند گریه می کنند.
می خواهم با شما به اشتراک بگذارم که من ترنس هستم و ضمایر من آنها و آنها هستند.
او پردرآمدترین بازیگر زن هالیوود است.
performer
بازیگر
بازیکن
thespian
thespian
هنرمند
تئاتری
artiste
تن پوش
theatrical
دیوا
trouper
هیستریونیک
diva
تلقین
histrionic
عاشق
ingenue
صحنه ساز
luvvy
ستاره
stager
هنرمند نمایشی
starlet
بانوی پیشرو
پریما دونا
بازیگر زن
prima donna
عضو گروه بازیگران
سرگرم کننده
رهبری
بازی بازیگر
entertainer
تسپیان
فوق ستاره
play-actor
جعل هویت
Thespian
thesp
superstar
مرد
impersonator
کم مطالعه
thesp
ژامبون
mummer
اضافی
understudy
ham
