banked
banked - شیبدار
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از بانک
برای نگهداری پول خود در یک بانک خاص یا قرار دادن پول در یک بانک
برای برنده شدن یا کسب مقدار مشخصی پول
(هواپیما) برای پرواز با یک بال بالاتر از دیگری هنگام چرخش
جمع کردن یا تبدیل شدن به یک توده، یا وادار کردن چیزی به این کار
من قبلا با لویدز بانک می کردم.
او آن روز 500 پوند انعام داد!
وقتی هواپیما تغییر جهت داد، شیب زیادی را احساس کردیم.
برف گوشه باغ جمع شده بود.
ما روی آتش (= زغال بیشتر روی آن گذاشتیم) تا تمام شب روشن بماند.
deposited
سپرده شد
saved
ذخیره
cached
ذخیره شده
hoarded
احتکار شده
kept
نگهداری می شود
cleared
پاک شد
invested
سرمایه گذاری کرد
squirreledUS
squirreledUS
stashed
پنهان کرد
garnered
به دست آورد
کنار گذاشتن
kept in reserve
در رزرو نگهداری می شود
laid aside
کنار گذاشته شد
laid away
گذاشته شده توسط
laid by
دراز کشیدن
جوراب دور
سنجاب دور شد
socked away
نمک زد
squirreled away
ذخیره کردن
stashed away
قرار داده شده توسط
salted away
قرار دادن
saved up
پرداخت شده است
قرار دادن برای یک روز بارانی
ذخیره شده است
paid in
انبار شده
stored
stockpiled
stowed
withdrew
عقب نشینی کرد
withdrawn
برداشته شد
disbursed
پرداخت شده است
dispersed
پراکنده شده است
spent
صرف کرد
straightened
راست شد