aggressively
aggressively - به صورت تهاجمی
adverb - قید
UK :
US :
به شکلی عصبانی و خشن
به روشی مصمم و نیرومند برای رسیدن به موفقیت یا پیروزی
به گونه ای که خیلی سریع توسعه می یابد
به گونه ای که از یک درمان بسیار قوی برای درمان بیماری استفاده می کند
او با حالتی پرخاشگرانه گفت: «چی میخواهی؟»
aggressively marketed products
محصولاتی که به طور تهاجمی به بازار عرضه می شوند
بچه های کوچک اغلب پرخاشگرانه رفتار می کنند.
بسیاری از رانندگان در برخی مواقع در جاده رفتار پرخاشگرانه ای دارند.
آنها در نیمه دوم تهاجمی تر بازی کردند.
این شرکت به شدت به دنبال فرصت های تجاری جدید است.
سرطان پروستات او به طور تهاجمی فراتر از پروستات و بافت اطراف رشد کرده بود.
در سال های اخیر، این بیماری به شدت به صدا و حافظه او حمله کرده است.
ممکن است مجبور شویم برای جلوگیری از تأخیر رشد، تشنج را به شدت درمان کنیم.
درمان برای چه مدت و با چه شدتی باید اعمال شود؟
vigorously
به شدت در
forcefully
به زور
energetically
با انرژی
strenuously
به شدت
forcibly
قدرتمندانه
powerfully
به صورت انفجاری
intensely
سخت
به صورت پویا
explosively
با قدرت
به طور فعال
dynamically
محکم
fiercely
با اشتیاق
mightily
سفت
actively
به صورت گرد
firmly
قاطعانه
enthusiastically
به طور هدفمند
stiffly
با جدیت
sturdily
با غیرت
roundly
عضلانی
resolutely
مشتاقانه
purposefully
از صمیم قلب
earnestly
پرشور
zealously
خالصانه
muscularly
قوی
stoutly
eagerly
heartily
vehemently
passionately
sincerely
robustly
feebly
ضعیف
delicately
با ظرافت
frailly
ناچیز
weakly
لرزان
meagrely
به صورت نازک
shakily
به آرامی
thinly
درمانده
به نرمی
helplessly
به صورت شکننده
softly
بی حال
fragilely
با تنبلی
languidly
به طرز دلخراشی
slothfully
باریک
dodderingly
سست
lethargically
به طرز شکننده ای
slenderly
به طور ضعیف
flimsily
ناپایدار
frangibly
به طور موثر
tenuously
به طرز بی حوصله ای
unstably
با ملایمت
effetely
نامناسب
languorously
رویایی
tenderly
ناتوان
unsoundly
کند
dreamily
به صورت آسیب پذیر
infirmly
به طور ناقص
sluggishly
تنبلی
vulnerably
خواب آلود
decrepitly
lazily
sleepily