alterations
alterations - تغییرات
N/A - N/A
UK :
US :
تغییر، معمولاً تغییر جزئی، در ظاهر، شخصیت یا ساختار چیزی
تغییر یا تغییراتی که در اندازه یا شکل یک تکه لباس ایجاد میشود تا مناسبتر باشد
فرآیند تغییر چیزی
تغییر در ظاهر، شخصیت یا ساختار چیزی
چندین افسر پلیس در مورد تغییر اسناد بازجویی می شوند.
وقتی ما به خانه رفتیم، خانه نیاز به تغییرات گسترده ای داشت.
ممکن است برخی تغییرات در برنامه های اصلی ما ضروری باشد.
او در حال انجام برخی تغییرات در لباس خود است.
The landscape has undergone considerable alteration.
منظره دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است.
اگر از آخرین باری که سند را ذخیره کرده اید، تغییری ایجاد کرده اید، یک پیام هشدار ظاهر می شود.
توصیههای گزارش باید بدون تغییر عمده اتخاذ شوند.
changes
تغییر می کند
دگرگونی
modification
تغییر
amendments
اصلاحات
توسعه
سیر تکاملی
innovation
نوآوری
reformations
تجدید نظرها
revisions
انقلاب
سوئیچ ها
shifts
انتقال
switches
انطباق
transitions
تنظیم
adaptation
پیشرفت ها
تبدیل
advances
دگرگونی ها
conversion
جهش
metamorphoses
جایگشت
mutation
بازسازی
permutations
بازسازی ایالات متحده
reconstruction
بازسازی انگلستان
remodelingUS
معتدل کردن
remodellingUK
تغییر شکل
tempering
حجم معاملات
transmutation
تفاوت
turnover
تنظیم مجدد
corrections
makeovers
rearrangements
refinements
stagnation
رکود
dormancy
خواب
inaction
بی عملی
inactivity
عدم فعالیت
inertias
اینرسی ها
permanence
ماندگاری
endurance
تحمل
immobility
بی حرکتی
abeyance
معطل ماندن
abeyancy
سازگاری
compatibility
یکسانی
conformability
ایستایی
motionlessness
استواری
sameness
سکون
stasis
تعلیق
steadfastness
وقفه ها
stillness
تاخیر
suspension
استقامت
intermissions
بهبودی
latency
اخم
perseverance
تاخیرها
quiescence
فرورفتگی
remission
تلاطم
torpor
delays
recess
torpidity
lag