anaesthetize
anaesthetize - بیهوش کردن
verb - فعل
UK :
US :
به کسی داروی بیهوشی بدهند تا دردی احساس نکند
داروی بیهوشی (= ماده ای که باعث می شود از احساس درد ناتوان شوید) به شخص یا حیوان دادن
خنده در اینجا ممکن است احساسات ما را بیهوش کند و ما را به مسائل اخلاقی بیهوده کند.
ما جوجه ها را با آب یا متیل انترانیلات آموزش می دادیم و سپس آنها را بیهوش می کردیم.
deaden
مرده
numb
بیحس
sedate
آرام بخش
یخ زدگی
بخوابان
خاموش کردن
زیر قرار دادن
anaesthetizeUK
بیهوش کردن
ناک اوت
dull
کدر
benumb
بی حس
desensitizeUS
حساسیت زدایی از ایالات متحده
dope
پیش بینی کردن
دارو
stupefy
مبهوت
tranquilizeUS
tranquilizeUS
desensitiseUK
desensitiseUK
tranquilliseUK
tranquilliseUK
soothe
آرام کردن
pacify
صریح
blunt
paralyseUK
paralyseUK
paralyzeUS
paralyzeUS
غیرحساس جلوه دادن
render insensitive
آرامش
lull
کمتر حساس شود
بی احساس کردن
render insensible
غیر فعال کردن
make inactive
مواد مخدر
narcotize
زونک
zonk
stun
energiseUK
energiseUK
energizeUS
energizeUS
envigorateUK
EnvigorateUK
invigorateUS
نیروبخش ایالات متحده
