asymmetrical
asymmetrical - نامتقارن
N/A - N/A
UK :
US :
داشتن دو ضلع که از نظر شکل متفاوت هستند
نا برابر
داشتن قطعاتی در دو طرف یا نیمه که مطابقت ندارند یا اندازه یا شکل یکسانی ندارند
اتم کربن نامتقارن، اتم کربنی است که به چهار اتم یا گروه مختلف اتم متصل است.
The relationship is of long duration and is asymmetrical.
رابطه طولانی مدت و نامتقارن است.
We all know frames of mirrors or rococo pictures which are decorated in an asymmetrical and extravagant style.
همه ما قاب های آینه یا عکس های روکوکو را می شناسیم که به سبکی نامتقارن و عجیب تزئین شده اند.
این گاهی اوقات به عنوان یک نمایشگر نامتقارن شناخته می شود.
Secondly, control through the imposition of this fiduciary duty operates in an asymmetrical fashion.
ثانیاً، کنترل از طریق تحمیل این وظیفه امانتداری به شکل نامتقارن عمل می کند.
البته استثناهایی در این مورد وجود دارد، اما قطعات نامتقارن غیر معمول هستند.
طراحی خانه به طور آگاهانه نامتقارن با یک برج بزرگ در یک انتهای آن است.
crooked
کج شده
lopsided
کج
uneven
ناهموار. ناجور
askew
اریب
tilted
منحرف
slanted
کج کردن
skewed
بی رویه
awry
نامتقارن
aslant
نامتعادل
irregular
نابرابر
unsymmetrical
چشمک زدن
unbalanced
نامتناسب
unequal
متعفن
squint
ناهماهنگی
disproportionate
شیب دار
skew
کج شدن
asymmetric
خفن
wonky
آگلی
misaligned
خارج از مرکز
misproportioned
شیطنت
sloping
چشم خروس
tilting
خارج از واقعیت
squiffy
به یک طرف
agley
disproportional
off-centre
off-balance
skew-whiff
cock-eyed
