bantam
bantam - سرسری
noun - اسم
UK :
US :
یک نوع مرغ کوچک
یک نژاد مرغ کوچک
حتماً شبیه یک هوسباز عصبانی به نظر می رسید که می خواهد یک حواصیل را ببیند.
اما ده ها خرگوش و گله های شاه بلوطی رنگ بودند.
Here dear Anderson had built a retreat for her bantams - there was no man kinder or more trustworthy.
در اینجا اندرسون عزیز یک خلوتگاه برای بچههایش ساخته بود - هیچ مردی مهربانتر یا قابل اعتمادتر وجود نداشت.
Poor bantam building block what had you ever done since the beginning of time and space to deserve such shabby treatment?
بلوک ساختمانی بیچاره، از ابتدای زمان و مکان تا به حال چه کار کرده بودی که مستحق چنین رفتاری نامرتب باشی؟
بانتام ها منتظر بودند تا او آنها را از خانه امن خود بیرون کند.
کم اهمیت
diminutive
کاهنده
مقدار کمی
اندک
puny
ضعیف
undersized
کم اندازه
pygmy
پیگمی
dwarfish
کوتوله ماهی
جیب
dinky
دیوونه
Lilliputian
لیلیپوتی
undersize
کمتر از اندازه
smallish
کوچک
shrimpy
میگو
toylike
اسباب بازی
خوب
غیر عادی
subnormal
ریزه
petite
به اندازه یک پینت
pint-sized
اندازه جیبی
pocket-sized
نیم پینت
pocket-size
اندازه پینت
half-pint
اندازه سرگرم کننده
pint-size
کوچولو
مینیاتوری
wee
کوتاه
miniature
مینی
خردسال
mini
ناقص
midget
stunted
بزرگ
biggish
قابل توجه
خوب
goodly
عالی
خوش قیافه
هاسکی
handsome
کینگ سایز
husky
به اندازه پادشاه
king-size
بزرگتر
king-sized
مقیاس بیش از حد
بیش از حد
largish
بزرگ کردن
outsize
قابل اندازه
outsized
مرتب
overscale
ضربت زدن
overscaled
عظیم
oversize
بلند قد
oversized
حجیم
sizable
سنگین
sizeable
حجیم شدن
tidy
whacking
whopping
bulky
hefty
hulking