beachcomber
beachcomber - ساحلی
noun - اسم
UK :
US :
کسی که سواحل را برای چیزهای جالب یا مفید جستجو می کند
شخصی که در امتداد سواحل قدم می زند و به دنبال اشیاء با ارزش یا مورد علاقه است
اجازه دهید با یادآوری به شما پایان دهم که مانند ردیاب های موفق، ساحلی ها با طبیعت کار می کنند.
Further along the shore a few beachcombers were bunkered down husking washed-up coconuts for copra; others collected shellfish.
بیشتر در امتداد ساحل، چند کشتی ساحلی ذخیره شده بودند و نارگیل های شسته شده را برای کوپرا بیرون می زدند. دیگران صدف ها را جمع آوری کردند.
As well as keeping their eyes peeled for surface coins and jewellery, beachcombers also look for non-metal items on their foreshore hunting grounds.
ساحل نشینان علاوه بر اینکه چشمان خود را برای سکه های سطحی و جواهرات باز می کنند، در شکارگاه های ساحلی خود نیز به دنبال اقلام غیر فلزی می گردند.
Jason Purvis, the starving beachcomber and would-be great novelist who at last did achieve a kind of fame.
جیسون پورویس، ساحل نشین گرسنه و رمان نویس بزرگی که سرانجام به نوعی شهرت دست یافت.
ساحلی که رنگ و شکل غیرمعمول آن را جذب کرده بود، آن را بلند کرد.
vagrant
ولگرد
tramp
با صدا راه رفتن
wanderer
سرگردان
itinerant
دوره گرد
nomad
عشایر
bum
ماتحت
drifter
کاوشگر
explorer
لوفر
hobo
گذرا
loafer
فرد بی خانمان
transient
دوز
vagabond
گدا
متروکه
dosser
غروب آفتاب
beggar
خانم کیف
derelict
درو
sundowner
کیف گردان
پایین و بیرون
derro
travellerUK
bagman
شخص بدون آدرس ثابت
down-and-out
سواگمن
travellerUK
ضربه زدن
مسافر ایالات متحده
swagman
آزاردهنده
knockabout
سواگی
travelerUS
شناور
bummer
بی خانمان
swaggie
مریخ نورد
floater
rover
tiptoeing
نوک پا