baptism
baptism - غسل تعمید
noun - اسم
UK :
US :
a Christian religious ceremony in which someone is touched or covered with water to welcome them into the Christian faith and sometimes to officially name them
یک مراسم مذهبی مسیحی که در آن کسی را لمس میکنند یا با آب میپوشانند تا به دین مسیحیت خوشامد بگویند، و گاهی اوقات برای نامگذاری رسمی آنها
a Christian ceremony in which a person has water poured on their head or is covered for a very short time in water in order to show that that person has become a member of the Christian Church
یک مراسم مسیحی که در آن آب بر سر شخصی می ریزند یا برای مدت کوتاهی در آب می پوشانند تا نشان دهند که آن شخص به عضویت کلیسای مسیحی درآمده است.
a Christian ceremony in which water is poured over someone’s head or the person is briefly covered completely by water and is named as a Christian
یک مراسم مسیحی که در آن آب روی سر کسی می ریزند یا برای مدت کوتاهی کاملاً توسط آب پوشانده می شود و به عنوان مسیحی نامیده می شود.
تقریباً غیرممکن است که ببینید وقایع به کجا منتهی می شوند، اما شما در حال عبور از یک غسل تعمید آتش هستید.
He remembered hymns and baptisms down on this lake; religious conversion and arms reaching up in real belief.
او سرودها و غسل تعمیدها را در این دریاچه به یاد آورد. تبدیل دینی و رسیدن به عقاید واقعی.
او زوج ها را برای ازدواج و فرزندان را برای غسل تعمید و عشاق آماده می کند.
The last three groups were a type of radical Protestant sometimes called Anabaptist, because they did not believe in infant baptism.
سه گروه آخر نوعی پروتستان رادیکال بودند که گاهی اوقات آناباپتیست خوانده می شد، زیرا آنها به تعمید نوزاد اعتقاد نداشتند.
برای اولین مراسم عشا قطعاً غسل تعمید سختی بود.
initiation
شروع
debut
شروع کردن - آغاز - اولین
inauguration
افتتاح
معرفی
القاء
induction
سرمایه گذاری
investiture
پذیرش
فداکاری
commencement
افتتاحیه
dedication
نصب و راه اندازی
inaugural
قسط ایالات متحده
inception
قسط انگلستان
installation
اظهارنامه
installmentUS
راه اندازی
instalmentUK
وضو گرفتن
غسل تعمید
instatement
مراسم
غوطه ور شدن
ablution
پاکسازی
baptismal
تطهیر
مناسک
dunking
تقدیس
launching
غسل تعمید آتش
purgation
مراسم گذر
purge
purification
rite
ritual
sanctification
rite de passage
expulsion
اخراج
بستن
نتیجه
پایان
ending
پایان یافتن
termination
خاتمه دادن
تمام کردن
completion
تکمیل
epilogUS
epilogUS
closing
بسته شدن
epilogueUK
epilogueUK
rejection
طرد شدن
blackballing
توپ سیاه