lance

base info - اطلاعات اولیه

lance - نیزه

noun - اسم

/læns/

UK :

/lɑːns/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lance] در گوگل
description - توضیح
  • a long thin pointed weapon that was used in the past by soldiers riding on horses


    یک سلاح نوک تیز بلند و نازک که در گذشته توسط سربازان سوار بر اسب استفاده می شد

  • to cut a small hole in someone’s flesh with a sharp instrument to let out pus (=yellow liquid produced by infection)


    بریدن سوراخ کوچکی در گوشت کسی با ابزاری نوک تیز برای خارج کردن چرک (= مایع زرد رنگ که در اثر عفونت ایجاد می شود)

  • a long thin pole with a sharp point that soldiers used in the past as a weapon when riding horses


    یک میله بلند و نازک با نوک تیز که سربازان در گذشته به عنوان سلاح هنگام اسب سواری استفاده می کردند.

  • to cut the skin with a sharp tool in order to release infected matter that has collected under it


    پوست را با ابزار نوک تیز برش دهید تا مواد عفونی که در زیر آن جمع شده است آزاد شود

example - مثال
  • She had a boil lanced at the doctor's this morning.


    او امروز صبح نزد دکتر جوش زده بود.

synonyms - مترادف
  • puncture


    پنچر شدن

  • pierce


    سوراخ کردن

  • stab


    چاقو زدن

  • cut


    برش

  • incise


    بریدن

  • prick


    نیش زدن

  • skewer


    سیخ

  • slit


    شکاف

  • spike


    سنبله

  • gore


    گول زدن

  • harpoon


    هارپون

  • impale


    چوب بست

  • jab


    ضربه زدن

  • nick


    بریدگی کوچک

  • peck


    نوک زدن


  • انتخاب


  • رنگ صورتی

  • spear


    نیزه

  • spit


    تف انداختن


  • چوب

  • transfix


    انتقال دادن

  • transpierce


    تراوش

  • notch


    بریدگی

  • bore


    منفذ


  • باز کردن

  • gash


    گاز گرفتن

  • hack


    هک کردن

  • penetrate


    نفوذ کند


  • رفتن

  • slash


    بریده بریده


  • تکه

antonyms - متضاد

  • بستن

  • mend


    بهبودی یافتن

  • sew


    دوختن

  • unite


    متحد کردن


  • پیوستن


  • کمک

  • fix


    ثابت


  • ترکیب کردن

  • sew up


    درمان

  • cure


    شفا دادن

  • heal


    لطفا


  • آرام کردن

  • assuage


    کوک

  • soothe


    پچ

  • aid


    مهر

  • stitch


    تعمیر


  • کنار کشیدن

  • seal


    متصل شود

  • repair


    درز


  • ساختن


  • بخیه زدن

  • seam


    سجاف


  • suture



  • hem


  • stitch up


لغت پیشنهادی

bearskin

لغت پیشنهادی

Assn

لغت پیشنهادی

vacationing