bedspread
bedspread - روتختی
noun - اسم
UK :
US :
روکشی جذاب برای تختی که روی همه روکش های دیگر قرار می گیرد
یک پوشش تزئینی که روی تخت، بالای ملحفه ها و سایر روکش ها قرار می گیرد
پوششی که روی تخت روی ملحفه ها و پتوها گذاشته می شود (= روکش هایی برای گرم نگه داشتن شما)
ممکن است خز روی پتو و روتختی برایتان مهم نباشد، اما مهمان بعدی ممکن است به حیوانات حساسیت داشته باشد.
هیو در درهم تنیده ای از روتختی شمعدانی بیدار دراز کشیده بود.
همدیگر را بوسیدیم، روی روتختی کهنه شده دراز کشیدیم و به آرامی از لباس هایمان بیرون آمدیم.
جولی لندن 1 روتختی 100 درصد پنبه ای موتی دنده مورد علاقه خود را به رنگ آجری انتخاب می کند.
پودر قند مثل برف ریز روی روتختی سبز رنگ افتاد.
او یک اتاق بزرگ در طبقه دوم داشت، با دیوارهای سبز روشن و یک روتختی نارنگی.
بسته آدامس را از روی روتختی برداشتم و در دستم گرفتم و به او گفتم ممنون.
روتختی سبک، آجدار، با منگوله های کوچک در پایین است.
bedcover
پوشش تخت
counterpane
پنل مقابل
coverlet
روتختی
گسترش
afghan
افغانی
bedcovering
پتو
تسلی دهنده
comforter
پوشش
eiderdown
eiderdown
هپ
hap
لحاف
quilt
پرت كردن
پرتاب کردن
throw-over
کاروس
kaross
ضخیم
اغلب لحاف شده
often quilted
لحاف قاره ای
duvet
دونا
continental quilt
ورق ها
bedclothes
کتانی
doona
ملافه
sheets
ورق
linen
قالیچه
blankets
بسته بندی کردن
bedding
پتوی برقی
rug
covering
