bitmap

base info - اطلاعات اولیه

bitmap - بیت مپ

verb - فعل

/ˈbɪtmæp/

UK :

/ˈbɪtmæp/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bitmap] در گوگل
description - توضیح
  • a computer image that is stored or printed as an arrangement of bits


    یک تصویر کامپیوتری که به صورت چیدمان بیت ها ذخیره یا چاپ می شود

  • a computer image formed from pixels that are each stored as a value of one or more bits (= units of information)


    یک تصویر کامپیوتری که از پیکسل هایی تشکیل شده است که هر کدام به عنوان مقدار یک یا چند بیت (= واحد اطلاعات) ذخیره می شوند.

  • Imagine scanning an image as a bitmap and then converting that to PostScript.


    تصور کنید یک تصویر را به صورت بیت مپ اسکن کنید و سپس آن را به پست اسکریپت تبدیل کنید.

  • Our second camp consists of outline fonts which can be scaled to produce a bitmap of any required size and style.


    اردوی دوم ما شامل فونت‌های طرح کلی است که می‌توانند برای تولید یک بیت مپ با هر اندازه و سبک مورد نیاز مقیاس شوند.

  • Indeed Tennis features some excellent 3D figures overlaid on to a bitmap tennis court.


    در واقع، تنیس دارای برخی از فیگورهای سه بعدی عالی است که روی زمین تنیس بیت مپ قرار گرفته اند.

  • Lines, circles, text and bitmaps can be superimposed on your chart and can be manipulated as objects.


    خطوط، دایره‌ها، متن و بیت‌مپ‌ها را می‌توان بر روی نمودار شما قرار داد و می‌توان آن‌ها را به عنوان اشیا دستکاری کرد.

  • The program can also invoke your favourite bitmap editor as soon as a screen is captured.


    این برنامه همچنین می تواند ویرایشگر بیت مپ مورد علاقه شما را به محض گرفتن صفحه نمایش فراخوانی کند.

  • Print speeds were high with particularly good bitmap and photo results.


    سرعت چاپ بالا بود، به خصوص نتایج عکس و بیت مپ خوبی داشت.

  • Either that or convert all the bitmaps to the correct resolution.


    یا این، یا تمام بیت مپ ها را به وضوح صحیح تبدیل کنید.

  • I mentioned earlier that graphics files are very large and this is particularly true with bitmap images.


    قبلاً اشاره کردم که فایل های گرافیکی بسیار بزرگ هستند و این به ویژه در مورد تصاویر بیت مپ صادق است.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • pixmap


    pixmap

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

melanoma

لغت پیشنهادی

russia

لغت پیشنهادی

casualties