blancmange
blancmange - blancmange
noun - اسم
UK :
US :
یک غذای شیرین سرد تهیه شده از آرد ذرت، شیر و شکر
یک غذای سرد و شیرین که از شیر، شکر و آرد ذرت درست می شود
این تمرین برای کسانی مفید است که ته پایشان شبیه بلنکمانژ شده است.
A car is heterogeneous: unlike a blancmange, almost any portion of the car is different from other portions.
ماشین ناهمگن است: بر خلاف بلانمانژ، تقریباً هر قسمتی از ماشین با سایر قسمتها متفاوت است.
Puds with flair include almond blancmange and bread-and-butter pudding; the long shrewd wine list starts at £6.90.
پودهای با طعم شامل بلانمانژ بادام و پودینگ نان و کره هستند. لیست طولانی و زیرکانه شراب از 6.90 پوند شروع می شود.
پس از مدتی حدود 45 دقیقه، خمره پر از رنگ سفید ظاهر شد.
او به نظر می رسد کمک دوگانه از blancmange صورتی، و در مورد به عنوان هیجان انگیز است.
سانتورینی تقریباً به اندازه ضرب المثل blancmange پایدار است.
او به خط ساحلی برخورد کرد، از روی آن پرید و پراکنده به داخل چند بوته پرواز کرد.
It scared and disgusted her the way every male she met suddenly started ogling the blancmange under her blouse.
او را می ترساند و منزجر می کرد که هر مردی که او ملاقات می کرد ناگهان شروع به نگاه کردن به زیر بلوزش می کرد.
