brackish
brackish - شور
adjective - صفت
UK :
US :
آب شور خالص نیست زیرا کمی شور است
آب شور، شور، کثیف و ناخوشایند است.
(of water) slightly salty
(از آب) کمی شور
A layer of photosynthetic bacteria lives permanently on the boundary between brackish and highly saline water.
لایه ای از باکتری های فتوسنتزی به طور دائم در مرز بین آب شور و بسیار شور زندگی می کنند.
All these tropical areas have their own brackish flora and fauna, but few if any are known in the trade.
همه این مناطق گرمسیری دارای گیاهان و جانوران شور مخصوص به خود هستند، اما تعداد کمی از آنها در تجارت شناخته شده اند.
اگرچه بیشتر سطوح آب شیرین هستند، اما برخی در قسمتهای جنوبیتر خود شور هستند.
دریاچهها و تالابهای تازه یا لب شور، معمولاً با حاشیههای نی، نیز باتلاقها هستند.
این ماهی ها در آب شور یا شور بهترین عملکرد را دارند.
مخزن آب شور من در یک دیوار ساخته شده است.
آنها با مین گذاری در اطراف چاله های آب شور منطقه، گوشت شتر را شکار می کنند.
آمازون و سایر نمونههای جهانی از این آبهای شور فراوان است.
saline
شور
نمک
salty
تلخ
briny
ترمز
bitter
نمک زده
brak
کمی شور
salted
غیر قابل نوشیدن
slightly salty
ترشی
undrinkable
تند
saltish
بسیار طعم دار
slightly briny
قلیایی
pickled
بیش از حد نمک
tangy
شوره خوار
piquant
ترش
highly flavored
بوی بسیار ناخوشایند
alkaline
نمک زیاد شده
over-salted
تارت
saliferous
sour
acrid
oversalted
tart
تازه
nonsaline
غیر نمکی
تمیز
روشن
خالص
شیرین
unpolluted
بدون آلودگی
uncontaminated
غیر آلوده
untainted
بی آلایش
immaculate
معصوم
refreshing
طراوت بخش
unsoiled
بدون خاک
unspoilt
دست نخورده
pristine
تر و تازه
unspoiled
بدون لکه
unstained
بی لکه
unsullied
لکه دار نشده
untarnished
بی عیب
spotless
