brandish
brandish - به صدا درآوردن
verb - فعل
UK :
US :
تکان دادن چیزی به شکلی خطرناک یا تهدیدآمیز، مخصوصاً یک سلاح
تکان دادن چیزی در هوا به شکلی تهدیدآمیز یا هیجان زده
مشتهای مردانه به هوا میکوبید و پرچمهای آبجو را به صدا در میآورد.
او به یاد داشت که والتر استیو در خانه Evelyn's Wandsworth زنگ زده بود.
Stepping high in the light gravity and brandishing the bag before her she ploughed her way out into the open air.
او با گرانش نور بالا رفت و کیسه را جلوی او کشید و راهش را به هوای آزاد شخم زد.
چهار سوار با تاخت و تاز کامل به سمت بالا هجوم آوردند و فریاد زدند و سلاح های خود را به اهتزاز درآوردند.
تاب خوردن
موج
تکان دادن
wield
اعمال کردن
wag
بالا بردن
سوئیچ کردن
swish
چرخش
twirl
فلپ
flap
رسیدگی
چرخیدن در اطراف
بالا نگه دارید
hold aloft
شکوفا شدن
flourish
بال بال زدن
waggle
به رخ کشیدن
flutter
لرزش
wiggle
نمایش دادن
twitch
به این طرف و آن طرف حرکت کنید
flaunt
آویزان شدن
quiver
ارتعاش
نوسان می کند
شلاق زدن
sway
سنگ
jiggle
دویدن
wobble
به این طرف و آن طرف موج بزن
dangle
vibrate
oscillate
whip
joggle
رها کردن
conceal
پنهان کردن، پوشاندن
پوشش
نگهبان
پنهان شدن
محافظت
صرفه جویی
نشان نمی دهد
secrete
ترشح کنند
withhold
خودداری کنید
suppress
سرکوب کردن
stash
ذخیره کردن
obscure
مبهم
سرپوش گذاشتن
veil
حجاب
ensconce
محصور کردن
ماسک
cache
حافظه پنهان
tuck away
دور انداختن
disguise
مبدل کردن
stow
انبار کردن
dissemble
متلاشی کردن
قفل کردن
دور ذخیره کنید
stow away
خودداری
refrain
زیر پوشش نگه دارید
تاریک نگه دارید
سوراخ کردن
راز رو نگه دار
منسوخ کردن
deprecate
