pander
pander - پادر
verb - فعل
UK :
US :
شما آموزش نمی دهید یا بازاری ایجاد نمی کنید. شما به سادگی به یکی از موجود می پردازید.
علاوه بر این، تمرکز وسواسی بر کاراواجو به مد می پردازد و تحریف فاحش تاریخ است.
آنها به طور گسترده سفر کردند، اما او مجبور بود به هر هوس و هوس او کمک کند.
It should not be thought of as merely useful however as though it only pandered to psychological needs or desires.
با این حال، نباید آن را صرفاً مفید دانست، گویی که فقط به نیازها یا تمایلات روانی پاسخ می دهد.
وینچنزو جولیانی هیچ نیازی به این توهم نداشت.
من فکر می کنم که حزب به طور غیر قابل توجیهی برای شهروندان مسن ترحم می کند.
gratify
راضی کردن
fulfillUS
برآورده کردن US
fulfilUK
برآورده کردن
indulge
افراط کردن
لطفا
تطبیق
accommodate
طنز ایالات متحده
humorUS
طنزUK
humourUK
درخواست تجدید نظر به
تعظیم به
bow to
تهیه کردن
cater to
مطابقت داشته باشد
comply with
تسلیم شدن
همراهی کنید
تسلیم شدن به
بناز پروردن
pamper
لوازم جانبی
cosset
از بین بردن
spoil
نوازش کردن
coddle
عزیزم
mollycoddle
mollycoddle
زیاده روی
overindulge
کوکر
cocker
قاصدک زدن
dandle
حیوان خانگی
پرستار
بیش از حد والدین
overparent
پرستار بچه
nanny
مادر
nursemaid
