sidelined
sidelined - به حاشیه رانده شده است
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از حاشیه
اگر یک بازیکن ورزشی کنار گذاشته شود از بازی یا مسابقه منع می شود و فقط می تواند تماشا کند
متوقف کردن کسی که در چیزی نقش فعال و مهم داشته باشد
suspended
معلق
shelved
قفسه بندی شده
به تعویق انداختن
کنار گذاشتن
slowed pedal
پدال کند شده
پشت مشعل قرار دهید
در انتظار گذاشتن
را به یک طرف بگذارید
روی یخ بگذار
بگذار سر جاش
در سردخانه قرار دهید
postponed
به تعویق افتاد
deferred
با تاخیر
delayed
جدول گذاری شده است
adjourned
گلوله شده
tabled
کبوتر سوراخ شده
mothballed
برگزار شد
pigeonholed
رد
held
کنار گذاشته شد
dismissed
ساعت بد را به تعویق بینداز
laid aside
متوقف شد
روز بد را به تعویق بینداز
held off
از سر باز کردن
held over
نگه داشت
در یک طرف قرار دهید
حواله شد
held up
remitted
able-bodied
توانمند
قادر است
توانا
fixed
درست شد
سالم
noncrippled
غیر فلج
خوب
کامل
unbroken
ناشکسته
uncrippled
بی نقص
walking
پیاده روی
کار کردن
قوی
nondisabled
غیر معلول
unimpaired
بدون آسیب
abled
محکم
فعال شد
enabled
مناسب
نیرومند شد
invigorated
