Mr

base info - اطلاعات اولیه

Mr - آقای

N/A - N/A

ˈmɪs.tɚ

UK :

ˈmɪs.tər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [Mr] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Mr Jones/Mr David Jones


    آقای جونز/آقای دیوید جونز

  • Good afternoon Mr Dawson.


    ظهر بخیر آقای داوسون.

  • We're looking for a Mr (= a man called) George Smith.


    ما به دنبال یک آقای (= مردی به نام) جورج اسمیت هستیم.

  • It's an honour to have you here today Mr President.


    این باعث افتخار است که امروز شما اینجا هستم، آقای رئیس.

  • She's still hoping to meet Mr Right (= the perfect man).


    او هنوز امیدوار است که آقای راست (= مرد کامل) را ببیند.

  • He thinks he's Mr Big (= someone very important).


    او فکر می کند که آقای بزرگ (= شخصی بسیار مهم) است.

  • Mr. Kaplan/Mr. David Kaplan


    آقای کاپلان/آقای دیوید کاپلان

  • Good afternoon Mr. Mendoza.


    ظهر بخیر آقای مندوزا.

  • I’m afraid I can’t agree with what’s just been said, Mr. Chairman.


    من می ترسم که نتوانم با آنچه اخیراً گفته شد موافق باشم، آقای رئیس.

synonyms - مترادف
  • Mister


    آقا

antonyms - متضاد
  • missus


    خانم

  • helpmate


    همکار

  • helpmeet


    جلسه کمکی


  • همسر

  • madam


    زن


  • زن کوچک

  • wifey


    بانوی پیر


  • Mrs




لغت پیشنهادی

jaw

لغت پیشنهادی

export

لغت پیشنهادی

retrograde