blackcurrant

base info - اطلاعات اولیه

blackcurrant - توت سیاه

noun - اسم

/ˈblækkɜːrənt/

UK :

/ˈblækkʌrənt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [blackcurrant] در گوگل
description - توضیح
  • a small blue-black berry that grows in bunches on a bush


    یک توت آبی-سیاه کوچک که به صورت دسته‌ای روی یک بوته رشد می‌کند

  • a small round dark purple fruit that grows on a bush and is usually cooked before being eaten


    میوه ای کوچک، گرد و بنفش تیره که روی بوته رشد می کند و معمولاً قبل از خوردن پخته می شود

  • On the other hand aphids can infect raspberries with incurable virus diseases, and blackcurrant reversion is spread by big-bud mites.


    از سوی دیگر، شته‌ها می‌توانند تمشک را به بیماری‌های ویروسی صعب‌العلاج آلوده کنند و برگشت انگور سیاه توسط کنه‌های جوانه بزرگ منتشر می‌شود.

  • Other new season good fruit buys are gooseberries, redcurrants and blackcurrants.


    دیگر خریدهای میوه مناسب فصل جدید انگور فرنگی، انگور فرنگی قرمز و انگور فرنگی سیاه است.

  • The substantial proportion of Cabernet makes for a slightly more elegant wine with a delicious combination of spice and blackcurrant fruit.


    نسبت قابل توجهی از Cabernet باعث می شود شراب کمی شیک تر، با ترکیبی خوشمزه از ادویه و میوه انگور سیاه ایجاد شود.

  • The farm also grows blackcurrants for the company which produces the drink Ribena.


    این مزرعه همچنین برای شرکت تولید کننده نوشیدنی ریبنا، انگور فرنگی سیاه می کارد.

  • This recipe can also be made with raspberries, blackcurrants or blackberries.


    این دستور را می توان با تمشک، توت سیاه یا توت سیاه نیز درست کرد.

  • She says blackcurrants need a lot of water.


    او می گوید توت سیاه به آب زیادی نیاز دارد.

  • The sun was a tangerine blob in a swirling blackcurrant sky.


    خورشید یک حبه نارنگی در آسمان انگور سیاه در حال چرخش بود.

  • Give a little extra nitrogen to blackcurrants and cooking apples; extra potash to gooseberries and red and white currants.


    کمی نیتروژن اضافی به انگور فرنگی سیاه و سیب پختن بدهید. پتاس اضافی به انگور فرنگی و توت قرمز و سفید.

example - مثال
  • blackcurrant jam


    مربای توت سیاه

  • a blackcurrant bush


    یک بوته انگور سیاه

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

consensus

لغت پیشنهادی

authorization

لغت پیشنهادی

biceps