backgammon

base info - اطلاعات اولیه

backgammon - تخته نرد

noun - اسم

/ˈbækɡæmən/

UK :

/ˈbækɡæmən/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [backgammon] در گوگل
description - توضیح
  • a game for two players, using flat round pieces and dice on a special board


    یک بازی برای دو بازیکن، با استفاده از قطعات گرد صاف و تاس روی تخته مخصوص

  • a game for two people in which you throw dice and move circular pieces around a special board with a pattern of narrow triangles


    یک بازی برای دو نفر که در آن تاس پرتاب می کنید و قطعات دایره ای را در اطراف یک تخته مخصوص با الگوی مثلث های باریک حرکت می دهید.


  • یک بازی برای دو بازیکن که در آن برنده اولین کسی است که مهره های خود را در اطراف یک تخته مخصوص حرکت می دهد

  • If it rained they lolled in the library playing cards and backgammon.


    اگر باران می‌بارید، در کتابخانه می‌ریختند، ورق بازی می‌کردند و تخته نرد.

  • One of the most popular sites is the game room where visitors can play chess, checkers and backgammon with others.


    یکی از محبوب ترین سایت ها اتاق بازی است که بازدیدکنندگان می توانند با دیگران شطرنج، چکرز و تخته نرد بازی کنند.

  • The inlaid chequerboard top of the coffee table houses all kind of games, including backgammon, chess and Scrabble.


    صفحه شطرنجی منبت کاری شده روی میز قهوه خانه انواع بازی ها از جمله تخته نرد، شطرنج و اسکرابل را در خود جای داده است.

  • For the rest of the evening they concentrated on backgammon, pushing dimes back and forth across the kitchen table.


    تا آخر شب روی تخته نرد تمرکز کردند و سکه ها را روی میز آشپزخانه جلو و عقب می زدند.

  • They had a light supper, played backgammon for dimes, sat listening to records in the living room.


    آنها یک شام سبک خوردند، تخته نرد بازی کردند، در اتاق نشیمن نشستند و به صدای موسیقی گوش دادند.

  • The inlay depicts intricate little scenes, including a group playing backgammon and another group with a tray of drinks.


    این منبت صحنه های کوچک پیچیده ای را به تصویر می کشد، از جمله گروهی که در حال بازی تخته نرد و گروهی دیگر با سینی نوشیدنی هستند.

  • Peter and Nick were sitting on the sofa sharing a bottle of whisky with Sara's backgammon board between them.


    پیتر و نیک روی مبل نشسته بودند و یک بطری ویسکی با تخته تخته نرد سارا بینشان تقسیم می کردند.

example - مثال
synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

bellicosity

لغت پیشنهادی

unbridled

لغت پیشنهادی

banishing