airspeed

base info - اطلاعات اولیه

airspeed - سرعت هوا

noun - اسم

/ˈerspiːd/

UK :

/ˈeəspiːd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [airspeed] در گوگل
description - توضیح
  • the speed at which a plane travels


    سرعتی که یک هواپیما با آن حرکت می کند


  • سرعت یک هواپیما که با سرعت هوایی که از طریق آن در حال حرکت است اندازه گیری می شود

  • We were showing an airspeed of 20 knots.


    سرعت هوایی 20 گره را نشان می دادیم.

  • Engine operation was normal and airspeed developed above rotation speed.


    عملکرد موتور نرمال بود و سرعت هوا بالاتر از سرعت چرخش بود.

  • We turned on a pre-arranged course and climbed at a predetermined rate of feed per minute at a certain airspeed.


    ما یک مسیر از پیش تعیین شده را روشن کردیم و با سرعت مشخصی در هر دقیقه با سرعت مشخصی صعود کردیم.

  • We stayed together and landed on a dark windy night with no airspeed indicator or brakes.


    ما با هم ماندیم و در یک شب تاریک و بادخیز بدون نشانگر سرعت هوا یا ترمز فرود آمدیم.

  • For instance if the airspeed is too high and begins to reduce this is your indication to start levelling.


    به عنوان مثال، اگر سرعت هوا خیلی زیاد است و شروع به کاهش می کند، این نشانه شما برای شروع تراز کردن است.

  • For instance flying level on a heading, if you are checking height there is no need to refer to the airspeed.


    به عنوان مثال، در سطح پرواز در یک مسیر، اگر ارتفاع را بررسی می کنید، نیازی به اشاره به سرعت هوا نیست.

  • Variable gearing changes aileron and elevator forces with airspeed Yaw damper is standard item but not flight limitation without.


    تغییرات دنده متغیر نیروهای هواکش و آسانسور با دمپر انحرافی با سرعت هوا مورد استاندارد است اما بدون محدودیت پرواز نیست.

example - مثال
synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

ease

لغت پیشنهادی

linearly

لغت پیشنهادی

annihilate