annihilate
annihilate - نابود کردن
verb - فعل
UK :
US :
چیزی یا کسی را به طور کامل نابود کردن
شکست دادن کسی به راحتی و به طور کامل در یک بازی یا مسابقه
چیزی را کاملاً از بین ببرند تا چیزی باقی نماند
برای شکست دادن کامل
to destroy completely leaving nothing
برای نابود کردن کامل، چیزی باقی نمی ماند
قرار بود ملت ها نابود شوند.
Besides annihilating about 40,000 homes, the worst natural disaster in memory destroyed countless businesses and jobs.
علاوه بر نابودی حدود 40000 خانه، بدترین فاجعه طبیعی در حافظه، مشاغل و مشاغل بیشماری را نابود کرد.
این ویروس همه کسانی را که از اشتباه بزرگ راسیلون می دانستند نابود کرده بود.
آیا ما از درخشش فناوری خود برای نابودی بیماری های ژنتیکی قبل از حمله استفاده خواهیم کرد؟
پس از یک نبرد طولانی و خونین، ارتش موفق شد نیروهای سگد را نابود کند.
نسل بشر سلاح های کافی برای نابودی خود دارد.
او حریف خود را که نتوانست در یک بازی پیروز شود، نابود کرد.
شهری که توسط بمب اتمی نابود شد
او در فینال مسابقات نابود شد.
The approaching tornado was annihilating everything in its path.
گردباد در حال نزدیک شدن همه چیز را در مسیر خود از بین می برد.
از بین بردن آبله پیروزی طب است.
از بین رفتن
demolish
تخریب
wreck
خراب کردن
ruin
ویران کردن
devastate
درهم کوبیدن
smash
با خاک یکسان کردن
raze
خرد کردن
shatter
از بین بردن
decimate
جمع
محو کردن
obliterate
خاموش کردن
extinguish
هدر
متروک
desolate
pulveriseUK
pulveriseUK
پودر کردن ایالات متحده
pulverizeUS
ریشه کن کردن
eradicate
لغو کند
abolish
لغو
cancel
پاک کردن
wrack
هسته ای
erase
vaporiseUK
nuke
تبخیر ایالات متحده
vaporiseUK
کرم رنگ
vaporizeUS
نابود کردن
حذف کردن
exterminate
انحلال
expunge
extirpate
efface
liquidate
ساختن
erect
ایستاده
بالا بردن
rear
عقب
ايجاد كردن
تاسيس كردن
قرار دادن
برپایی
کمک
تایید
کمک کند
خرس
ثابت
تولید می کنند
موسسه
قانونی کردن انگلستان
institute
قانونی کردن ایالات متحده
legaliseUK
مجوز
legalizeUS
حفظ
محافظت
تصویب کنید
احیای
ratify
تحریم
revive
صرفه جویی
حمایت کردن
تایید اعتبار
زایمان کند
validate
از دست دادن
ستایش
praise