abrogation
abrogation - نسخ
noun - اسم
UK :
US :
لغو حقوق شهروندی در کشور
امتناع از رای دادن ممکن است لغو مسئولیت شما به عنوان یک شهروند تلقی شود.
او درخواست ورشکستگی کرد که امکان لغو همه قراردادها را فراهم کرد.
این لغو توافق است و من از این بابت بسیار ناراحت هستم.
این یک سلب مسئولیت وحشتناک است.
She felt it would be an abrogation of her maternal duty to leave the decision about her child's fate to his doctors.
او احساس می کرد که سپردن تصمیم گیری درباره سرنوشت فرزندش به پزشکان، وظیفه مادری خود را لغو می کند.
او خواستار مذاکره مجدد - اما نه لغو - توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی شد.
repudiation
انکار
revocation
ابطال
abolition
لغو
annulment
باطل شدن
invalidation
فراگیر
nullification
لغو کردن
overriding
پس گرفتن
quashing
واژگونی
repeal
تخلیه
retraction
برداشت از حساب
reversal
لغو انگلستان
voiding
متقابل کردن
withdrawal
پایان دادن
cancellationUK
فسخ کننده
countermanding
فسخ
ending
قطع شدن
rescinding
نادیده گرفتن
rescission
واژگون شدن
discontinuation
قراضه کردن
overruling
اجتناب
overturning
انحلال
rescindment
نفی
scrapping
حذف
avoidance
تعلیق
dissolution
وتو کردن
negation
کاهش
removal
suspension
vetoing
abatement
abolishment
موسسه، نهاد
معرفی
تصویب
enactment
اعتبار سنجی
validation
تائیدیه
confirmation
مرمت
restoration
کمک هزینه
allowance
اجازه
ادامه
continuation
استقرار
شروع
ساخت و ساز
commencement
ایجاد
شروع کنید
افتتاح
تایید مجدد
حفظ
ratification
تایید
reaffirmation
حفاظت
retention
اجرا
corroboration
ترتیب
پذیرش - پذیرفته شدن
فراموشی
گذراندن
acceptance
گذر
forgetfulness
تحریم
passing
توافق
affirmation
