adenoids
adenoids - آدنوئیدها
noun - اسم
UK :
US :
the small soft pieces of flesh at the top of your throat behind your nose that sometimes become swollen
تکه های نرم کوچک گوشت در بالای گلو، پشت بینی، که گاهی متورم می شوند
a mass of tissue high up in the throat behind the nose that is part of the body's lymphatic system especially when this mass has become too big and causes problems with the ears or with breathing or speaking
توده ای از بافت بالا در گلو پشت بینی که بخشی از سیستم لنفاوی بدن است، به خصوص زمانی که این توده بیش از حد بزرگ شده و باعث مشکلاتی در گوش ها یا تنفس یا صحبت کردن شود.
مربوط به آدنوئید
عملکرد فیلتر بافت لنفاوی لوزه ها و آدنوئیدها را قادر می سازد تا پاتوژن ها را به دام بیاندازند.
Children who have had large adenoids removed develop slightly better hearing thresholds than those who have had smaller adenoids removed.
کودکانی که آدنوئیدهای بزرگ برداشته شده اند آستانه شنوایی کمی بهتر از آنهایی که آدنوئیدهای کوچکتری برداشته اند، دارند.
همچنین ارتباطی بین اندازه آدنوئیدها و آستانه شنوایی نشان داده شده است.
Size of adenoids affected the gains in mean hearing thresholds of only those children receiving adenoidectomy.
اندازه آدنوئیدها بر افزایش میانگین آستانه شنوایی فقط در کودکانی که آدنوئیدکتومی میکنند تأثیر گذاشت.
The answer could be to remove the tonsils or adenoids, according to a study of 60 children in Oxford.
بر اساس مطالعه ای که روی 60 کودک در آکسفورد انجام شد، پاسخ می تواند برداشتن لوزه ها یا آدنوئیدها باشد.
آدنوئیدها گاهی با جراحی برای درمان عفونت مزمن گوش یا مشکل در تنفس برداشته می شوند.
اشعه ایکس آدنوئید بزرگ شده و راه هوایی تنگ شده را نشان می دهد.
کودک پس از جراحی آدنوئید در حال نقاهت بود.
لوله گذاری بینی ممکن است باعث جابجایی بافت آدنوئید شود.
بینی
snout
پوزه
proboscis
پروبوسیس
schnozzle
schnozzle
beak
منقار
neb
نب
snoot
schnoz
schnoz
schnozz
schnozz
مخدوش کردن
conk
صدای بلند
honker
نازل
nozzle
بو دهنده
smeller
تنه
muzzle
صورت حساب
trunk
هوتر
دزدیدن
hooter
انفیه گر
snitch
براکت
sniffer
بوق زدن
bracket
شیپور
bugle
نارس
horn
سوراخ های بینی
nares
عطسه کن
nostrils
اسنفر
sneezer
نجوا کردن
snuffer
اعصاب بویایی
whiffer
دهان
olfactory nerves
آرواره ها
ماو
jaws
maw
