angler
angler - ماهی گیر
noun - اسم
UK :
US :
کسی که به عنوان ورزش ماهی می گیرد
شخصی که سرگرمی اش سعی در صید ماهی با میله و نخ است
The boat is rowed slowly round the lough whilst an angler sitting in the stern casts out at right angles.
قایق به آرامی دور تاج خروس پارو می زند در حالی که یک ماهی گیر که در عقب نشسته است با زوایای قائم بیرون می زند.
Fishing has been patchy due to the cool temperatures but anglers expect it to get better when the winds turn south westerly.
ماهیگیری به دلیل دماهای سرد ناچیز بوده است، اما ماهیگیران انتظار دارند زمانی که بادها به سمت جنوب غربی می روند، ماهیگیری بهتر می شود.
ماهی ها بسیار سخت هستند و اگر ماهیگیران مراقب باشند آسیب بسیار کمی می بینند.
Could George Seifert, master angler, off-season family man and ferociously successful coach never get the benefit of the doubt?
آیا جورج سیفرت، ماهیگیر ماهر، مرد خانواده خارج از فصل و مربی بسیار موفق، هرگز نمی تواند از این شک بهره مند شود؟
ماهیگیران کبریت اغلب از میخکوبی بد، یا بهتر است بگویم بی فکر شکایت دارند.
Voice over علیرغم سیل، یک ماهیگیر در Ross on Wye مصمم بود از ورزش خود لذت ببرد.
It's a busy time on the Mersey for sea anglers as the winter whiting and cod come within casting range.
این زمان شلوغی در مرسی برای ماهیگیران دریایی است زیرا ماهی خس خس زمستانی و ماهی کاد در محدوده ریخته گری قرار دارند.
منصفانه است که به ماهیگیران هشدار دهیم که هزاران خرچنگ به زودی کار کوتاهی از کهنه و کرم می کنند.
fisherman
ماهیگیر
fisher
رادمن
rodman
میله
piscator
خرچنگ دریایی
rod
ترولر
fisherwoman
کشتی ترال
lobsterman
troller
trawler
