snip
snip - تکه تکه کردن
verb - فعل
UK :
US :
بریدن چیزی با برش سریع با قیچی
یک برش کوچک سریع با قیچی
به طور شگفت انگیزی ارزان باشد
بریدن چیزی با قیچی، معمولاً با برش های کوچک و سریع
یک برش سریع و کوتاه با قیچی
a vasectomy
آ وازکتومی
محصولی که با قیمتی کمتر از آنچه انتظار دارید، ارزان فروخته می شود
to cut something usually with a few quick actions using scissors (= cutting device with two blades) or a similar device
بریدن چیزی، معمولاً با چند حرکت سریع با استفاده از قیچی (= دستگاه برش با دو تیغه) یا وسیله ای مشابه
چیزی که کمتر از آنچه انتظار دارید فروخته می شود
اندروز برید و شاهکار را به لباس های یک تکه دوخت.
جلوتر رفت و به او اجازه داد تا از روی بخیه برود.
او ساقه های سبز ترد را با یک قیچی برید.
کاغذ را با احتیاط در طول آن برش دهید تا یک ردیف از رشته های نازک که در یک انتها به هم وصل شده اند تشکیل شود.
If you snip off one leg of a cockroach, it will shift gaits with the other five without losing a stride.
اگر یک پای سوسک را قطع کنید، راه رفتنش با پنج تای دیگر بدون از دست دادن گام تغییر میکند.
همه آنها در حال حاضر در یک انتهای شل هستند، و انتهای شل به راحتی جدا می شوند.
او حتی از عکسی که بعد از عروسی اش گرفته شده است، حذف شده است.
او نخی را که دو تکه پارچه را به هم چسبیده بود، برید.
یک سوراخ کوچک روی کاغذ برش دهید.
او به نخ های شل آویزان ضربه زد.
قیچی رو دیدی؟ من می خواهم این تاپیک شل را قطع کنم.
مقاله را تکه تکه کردم و به او دادم.
با قیچی آن را تکه تکه کنید.
این عینک آفتابی در حال حاضر در فروشگاه های بزرگ در دسترس است، یک جفت با قیمت 12 پوند.
از آرایشگر خواهش کردم فقط نوک موهایم را بچیند.
در یک پنج آن یک تکه است.
این مجله تیراژ بسیار سالمی دارد و فکر میکنم آن را برای یک تکه تهیه کردم.
این قفسه کتاب زیبا با قیمت 799 پوند است.
trim
کوتاه کردن
clip
کلیپ
محصول
برش
prune
هرس کنید
shear
برشی
pare
پاره کردن
dock
بارانداز
shave
تراشیدن
lop
lop
bob
باب
nip
نیش زدن
نظرسنجی
shorten
برداشتن
جدا کردن
detach
جداسازی
sever
تکه
گاز گرفتن
gash
بریدن
incise
بریدگی کوچک
nick
شکاف
slit
بریدگی
notch
جداگانه، مجزا
اسنیک
snick
خرد کردن
shred
قطعه
snippet
قطع کردن
لوپ کردن
lop off
کاهش دهید
ریز ریز کردن
chop off
lengthen
طولانی کردن
بسط دادن
افزایش دادن
بالا بردن
رشد
توسعه دادن، گسترش
elongate
دراز کردن
enlarge
بزرگنمایی کنید
توسعه دهد
protract
تقویت
prolong
کش آمدن
amplify
اضافه کردن
چرخش به خارج
دارای جزئیات - بسیط
از دست دادن
رهایی
تقویت کردن
elaborate
رایگان
پر کردن
پیوند
augment
پوشش
درهم شکستن
خرج کردن
هدر
graft
اسراف کردن
رها کردن
squander
