applicator

base info - اطلاعات اولیه

applicator - اپلیکاتور

noun - اسم

/ˈæplɪkeɪtər/

UK :

/ˈæplɪkeɪtə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [applicator] در گوگل
description - توضیح

  • برس یا ابزار مخصوصی که برای پخش کردن کرم، مایع، دارو و غیره روی سطح استفاده می شود


  • وسیله ای که برای قرار دادن چیزی روی یا داخل یک مکان خاص استفاده می شود

  • You just tape her by the wings to an applicator stick using Scotch tape.


    شما فقط با استفاده از نوار چسب از بال های او به یک چوب اپلیکاتور بچسبانید.

  • A specially designed applicator was supplied, which minimised damage to local tissue.


    یک اپلیکاتور طراحی شده ویژه عرضه شد که آسیب به بافت محلی را به حداقل می رساند.

  • There is a mirror and packs of hygienic, disposable applicators, too.


    یک آینه و بسته های اپلیکاتورهای بهداشتی و یکبار مصرف نیز وجود دارد.

  • Products can be marketed in a container which plugs directly into the applicator.


    محصولات را می توان در ظرفی به بازار عرضه کرد که مستقیماً به اپلیکاتور متصل می شود.

example - مثال
  • Use the applicator to apply cream to the affected area.


    از اپلیکاتور برای اعمال کرم روی ناحیه آسیب دیده استفاده کنید.

  • Please use the sponge applicator provided.


    لطفا از اپلیکاتور اسفنجی ارائه شده استفاده کنید.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

bleated

لغت پیشنهادی

stadiums

لغت پیشنهادی

bailiwick