aquatic
aquatic - آبزی
adjective - صفت
UK :
US :
زندگی یا رشد در آب
درگیر شدن یا اتفاق افتادن در آب
زندگی یا رشد در آب اتفاق می افتد یا در ارتباط با آب است
زندگی در آب، اتفاق می افتد یا در ارتباط با آب است
هر اقلام را قبل از استفاده بشویید و از یک ضد عفونی کننده آب روی اقلام طبیعی استفاده کنید.
Unfortunately fertilizers from surrounding farmland has reduced the aquatic life.
متأسفانه کودهای حاصل از زمین های کشاورزی اطراف باعث کاهش حیات آبزیان شده است.
Description: This is an aquatic moss, with irregular branched stems or fronds covered with two rows of spongy leaves.
توضیحات: این خزه آبزی است که دارای ساقه های منشعب یا شاخه های نامنظم است که با دو ردیف برگ اسفنجی پوشیده شده است.
It is a typical aquatic plant with a very short rhizome; stems are very thin rooting or floating in water.
این یک گیاه آبزی معمولی با ریزوم بسیار کوتاه است. ساقه ها بسیار نازک، ریشه دار یا شناور در آب هستند.
این ماهی ها به غذاهای گیاهی علاقه خاصی دارند و معمولاً گیاهان آبزی لطیف را می خورند.
An aquarium two or three years old is an ideal environment for the growth and development of all species of aquatic plants.
یک آکواریوم دو یا سه ساله محیطی ایده آل برای رشد و نمو همه گونه های گیاهان آبزی است.
توضیحات: این سرخس آبی آبی گیاهی است روزت که دارای ریشه های متراکم و فیبری است.
اما من از قبل به اندازه کافی به دنیای آبزی نزدیک بودم که تبدیل به یک وسواس مادام العمر شود.
submerged
غرق شده
sunken
زیر آب
underwater
زیردریایی
submarine
دریایی
marine
اقیانوسی
oceanic
آب نمک
maritime
آب دریا
saltwater
دریانوردی
pelagic
اقیانوس
seawater
دریا
seagoing
تالاسیک
آب شیرین
اب
thalassic
آبکی
freshwater
رودخانه
شور
watery
دوزیستان
دوزیست
briny
شناور
amphibian
رودخانه ای
amphibious
طبیعی
floating
شنا كردن
fluvial
اقیانوس پیمایی
natatory
از دریا
swimming
نیروی دریایی
waterly
ocean-going
nautical
seafaring
naval