archetype
archetype - الگو، نمونه اولیه
noun - اسم
UK :
US :
a perfect example of something because it has all the most important qualities of things that belong to that type
یک مثال کامل از چیزی، زیرا دارای تمام ویژگی های مهم چیزهایی است که به آن نوع تعلق دارند
یک نمونه معمولی از چیزی، یا مدل اصلی چیزی که دیگران از آن کپی شده اند
مدل اصلی یا نمونه کامل چیزی
هر کدام به یک کهن الگو، یک استاندارد طلایی نیاز دارند تا بتوانند نمونه هایشان را در کابینت مناسب قرار دهند.
تصور من از Il trovatore این است که در اینجا همان چیزی است که یونگ آن را کهن الگو نامید.
The biblical Mary is a powerful cultural archetype whose story has spoken to women across the centuries.
مریم مقدس یک کهن الگوی فرهنگی قدرتمند است که داستان آن در طول قرن ها با زنان صحبت کرده است.
In the true manner of archetypes it was probably realized as a feedback symbol independently more than once.
در شیوه واقعی کهن الگوها احتمالاً بیش از یک بار به عنوان یک نماد بازخورد به طور مستقل درک شده است.
نوآوری باید تفسیر درستی از کهن الگو، نمونه اولیه باشد.
بنابراین، ارزش تنقلات قبل از خواب، که شیر و کوکی ها هنوز هم نمونه اولیه آن هستند.
مدل
prototype
نمونه اولیه
exemplar
نمونه
epitome
خلاصه
ایده آل
paradigm
الگو
quintessence
ذات
embodiment
تجسم
استاندارد
essence
کلاسیک
نوع
اصلی
هنجار
کلیشه
norm
تیپ سازی
stereotype
اندیشه
typification
نماینده
فرم
moldUS
moldUK
moldUS
نمونه معمولی
mouldUK
نمونه کتاب درسی
مثال اول
textbook example
نمونه کلاسیک
نمونه کامل
classic exemplar
مثال
perfect specimen
پاراگراف
شخصیت پردازی
paragon
آپوتئوز
personification
apotheosis
atypical
غیر معمول
disorganisationUK
سازماندهی بریتانیا
disorganizationUS
بی سازمانی ایالات متحده
